درس عزت

2cnih5

  درس عزّت

الهی کَفی بی عِزَّاً أن أَکُونَ لَکَ عَبدأ

وَ کَفی بی فَخراً أن تَکونَ لی رَبّاًً.

درس  عـزّت  گیـر از شیـر خـدا              فـاتـح  دل هـا  عـلـیِ  مـرتضـی

گفت یا رب بس بود  این افتخار

این که باشی تو مرا  پروردگــار

نیـز این عـزّت مـرا   در  زندگی

بس کـه  بنمایم  برایت   بـندگـی

آنکه حـق را کردگارخویش کـرد

کی بدوران خودفروشی پیش کرد

وان که  خود را بنـدۀ ایـزد  نمـود

کـی  دگـر پیشانـیِ   ذلّـت  بِسـود

سـر نمودن  خَم ،  ز بَهـر بنـدگـی

جـز برای  حـق  بـوَد   درماندگـی

غـیرِ اَلله  یـاوری  دیگر  مجـــوی

غیر راه  حـق  رهی  دیگر  مپـوی

باش  چون کوهی قویّ  و استـوار

تا کـه  باشی  کامیاب  و رستـگار

سروده شده به سال: ۱۳۵۶

 ترجمه حدیث:

علی (ع ): خدایا! این عزّت مرا بس که بنده ی تو باشم، و این افتخار برای من کافی است که تو پرودگار من باشی. ( بحارالانوار ج ۷۴ ص ۴۰۲ )

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

1 نظر

  1. حمید

    در سایه الطاف مولا همواره پر توفیق و سرفراز باشید انشاءالله…
    ———————————-
    از دعای خیر شما صمیمانه سپاسگزارم.

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *