نقش مردم در ظهور

33331

نقش مردم در ظهور

در اینجا برای اینکه نقش مردم و تأثیر آمادگی آنها در فراهم سازیِ زمینهٔ ظهور بهتر روشن شود، به چند نکتهٔ بدیهی و معلوم اشاره می­ کنیم.

نکته ۱ـ هدفداری در خلقت

هستی بیهوده آفریده نشده و خدای متعال، از آفرینش عالم هدفی داشته. اگر خلقت هدفدار نبود، کار خدا عبث می­نمود و خالق حکیم و قادر هستی دچار وهن و ضعف می­گردید. قرآن مجید در جاهای بسیاری بر این هدفمند بودن خلقت اصرار نموده است.[۱]

نکته ۲ـ هدف خلقت عبادت است.

بدیهی است، اینکه می­ گوییم: هدف خلقت عبادت خداست، به این معنی نیست که خدای متعال به این عبادت بندگان نیازمند است. بلکه عبادت، گوهر وجودی انسان را هویدا می­سازد و عزت و کمال راستین بشر را تضمین می­نماید. عبادت، معنایی گسترده دارد و همهٔ افکار و رفتارهای نیک و مثبت انسان را، اگر با نیت پاک همراه باشد، شامل می­شود. در حقیقت هدف خلقت که عبادت است، این عبادت به گونه­ ای رقم خورده که لطفی شامل حال انسان گردد و او به کمال نایل آید و بدینوسیله، به او جودی شود. (من نکردم خلق تا سودی کنم، بلکه تا بر بندگان جودی کنم).

… سَأَلْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (ع) فَقُلْتُ لَهُ لِمَ خَلَقَ اللَّهُ الْخَلْقَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَخْلُقْ خَلْقَهُ عَبَثاً وَ لَمْ يَتْرُكْهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ لِإِظْهَارِ قُدْرَتِهِ وَ لِيُكَلِّفَهُمْ طَاعَتَهُ فَيَسْتَوْجِبُوا بِذَلِكَ رِضْوَانَهُ وَ مَا خَلَقَهُمْ لِيَجْلِبَ مِنْهُمْ مَنْفَعَةً وَ لَا لِيَدْفَعَ بِهِمْ مَضَرَّةً بَلْ خَلَقَهُمْ لِيَنْفَعَهُمْ وَ يُوصِلَهُمْ إِلَى نَعِيمِ الْأَبَدِ.[۲]

«راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم، خدا برای چه، خلق را آفرید؟ فرمود: الله تبارک و تعالی مخلوقاتش را عبث نیافرید و آنها را هم به خود رها نساخت، بلکه آنان را آفرید، برای ظاهر ساختن قدرتش و برای اینکه طاعت خودش را به آن­ها تکلیف کند و بدین­وسیله شایسته رضوان خدا گردند. آن­ها را برای جلب منفعت یا دفع ضرری از خود نیافرید، بلکه آفرید تا به آنان نفعی برساند و به نعیم ابدی نائلشان سازد».

آفریدی  ای خـدا  این بنـده  بهـر  بندگی         بنـدگـی  آزاد  بنمـایـد مرا  در  زنـدگـی

سودی از بهرت ندارد این صلاة و صوم ما      بلکه خواهی سینه های ما دهی از آن جلا

مقصـدت از خلقت عالم  کمال آدم  است         آن کمال  واقعی  در پیروی  از خاتم است

      این عبادت­های ما شایستۀ ذات تو نیست     هیچ وصفی ایزدا موصوف اوصاف تو نیست[۳]

نکته ۳ـ تحقق کمال دو سر دارد.

 کمال و سعادت نهایی انسان آن­گاه محقق می­گردد، که اتصال بین این دو سر برقرار شود، خدا و انسان. یک سر به خدا بر می­گردد و یک سر دیگر به انسان مربوط می­شود. قرآن با نام خدا (در بسم الله) آغاز می­شود و با یاد ناس (در الناس) خاتمه می­یابد.[۴] به اعتقاد برخی قرآن پژوهان، این، یعنی: همهٔ آیات کتاب خدا که در بازهٔ بین خلق و خالق است، می­خواهد بین ناسِ فقیرِ ضعیف، با اللهِ غنیِ حمید، ارتباط دهد (أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ)[۵].

در یک نگاه، ملاحظه می­شود که همهٔ آیات قرآن در بارهٔ دو موضوع است، یا در بارهٔ خداست، به عنوان مبدأ و مُبدِعِ آفرینش و صفات و سمات او؛ یا در بارهٔ بشر است و نشان دادن راه به او و در نهایت، اتصال بین زمین و آسمان.

آری! خدا و انسان، محوری­ترین موضوعات این کتاب عظیم و جاودانی است.

نکته ۴ـ امام رابط خدا و خلق.

از آیات فراوان قرآن و روایات می­یابیم: آنکه رشتهٔ ارتباط بین زمین و آسمان را برقرار می­سازد، کسی غیر از امام زمان (علیه السلام) نیست (أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاء)[۶].

امام عصر (علیه السلام) خط راستی است، رابطِ بین دو نقطهٔ خدا و خلق، و ریسمانِ کشیدهٔ استواری است (حبل ممدود)، که باید همگان بدان چنگ زنند و به خدا تقرب جویند.‏[۷]

برای نجات و خوشبختی در دنیا و آخرت، هیچ گریز و گزیری نیست، مگر اینکه به این پیام جاودانی و شوکت آفرین کتاب خدا گوش جان بسپاریم و آن را فرا روی حرکت­ هامان سازیم، که به بانگ بلند فریاد بر می­آورَد و می­فرماید:

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ[۸]

در متون فراوانِ دینی، از رسول اکرم و امامان معصوم علیهم السلام، تأکید شده که مصداق اصلی «حبل الله» در این آیه، امام است. رسول اعظم اسلام فرمود:

وَصِيِّي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَلَا هُوَ حَبْلُ اللَّهِ فَاعْتَصِمُوا بِهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا  عَنْهُ وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً.[۹]

«آگاه باشید! وصیّ من علی بن ابی طالب، حبل الله است. پس همگی به او بچسبید و از او جدا نشوید و به یاد آورید نعمت خدا را برخودتان، که دشمنِ هم بودید و خدا بین قلوب شما الفت انداخت و به نعمت او با هم برادر شدید».

نتیجه اینکه: اگر مردم بخواهند به خدا برسند و کمال یابند، باید در صراط مستقیم قدم گذارند، که امروز، برای هدایت بشر، صراط مستقیمی جز امام زمان علیه السلام نیست (هُوَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ)[۱۰]. حال، اگر مردمان، در همهٔ عصرها، به این مهم توجه نکنند و به خود نیایند و همچنان بر بی اعتناییِ خود به امام زمانشان ادامه دهند و به وضع فلاکت بار موجود بسنده نمایند، امام زمان علیه السّلام چه کسی را دستگیری کند؟

به دیگر سخن، هر قیام و انقلابی برای برپایی، نیاز به رهبر دارد و رهبر، در این مسیر، نیاز به یاران و همراهانی دارد که وفادار باشند. رهبر اگر بخواهد بنایی شکوهمند و رفیع در زمین بسازد، پایه­های این بنا مردم­اند. هر چه این بنا بلندتر و گسترده­تر باشد، نیاز به ستون­های محکم­تری خواهد داشت. حال، اگر رهبرِ بزرگی چون حضرت مهدی علیه السلام بخواهد بنای رفیعی را به گسترهٔ زمین به پا کند، که همهٔ عالمیان در آن امنیت و راحتی داشته باشند، چگونه ستون­های این بنا که مردم هستند، می­تواند سست و لرزان باشد؟

لذا، امام زمان علیه السلام، برای برپائی عدالت جهانی خویش، به یارانی نیازمند است که چون بازوان توانمندِ آن حضرت، در خدمت او باشند .

متأسفانه، انسان­ها در طول زمان­ها، از امام بهره­گیری بهینه و مطلوب نکرده ­اند. چون از این نعمت بی­نظیر الهی سرپیچی نموده­ اند و با درد و غم غیب همسازی کرده­ اند، به رنج و محنت گرفتار شده­ اند. تا چنین باشد، و انسان به خود نیاید، باید همچنان، در گرفتاری­ها و مصیبت­های دوران سخت غیبت به سر برَد.

خداوند رحیم به فضل عمیم خود، برای سعادت بشر کم نگذاشته و راه را برای عروج انسان به قلّه­ های عزت و بندگی باز گذاشته و با تعیین امام معصوم و عادل برای مردمان، آنان را به خود رها نساخته است. بنابراین، این انسان است که این فضل و کرم بزرگ الهی را نمی­پذیرد و با لجبازی، این همه رنج و غم را برای خود به وجود می­آورد.

با این وصف، اگر مردمان نخواهند که امام آنها را دستگیری کند و حتی او را به قتل تهدید کنند، امام چه می­تواند بکند؟ وقتی که مریض به دستورات و راهنمایی­های طبیب حاذق و دلسوز وَقعی ننهد و به او بی محلی گذارد، او چه باید کند و از او چه کاری ساخته است؟!

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک،      چـو درد در تـو نبیند کـه را  دوا بکند

پر واضح است، که هر كس بخواهد متاع خود را به ديگران بفروشد، آنرا در مكان مخصوصش در معرض متقاضيان قرار می­دهد، نه در هر مكانی و تحت هر شرايطی.

برای اینکه بی اعتنائی مردم نسبت به امام عصر عجل الله تعالی فرجه و نقش خواست و آمادگی آنان، در ظهور موعود هستی بهتر روشن شود و معلوم گردد، که اگر مردمِ عالم همچنان در غفلت از منجیِ عدالت­ گستر به سر برند و شرایط را از نظر زمانی و مکانی آماده نکنند، برپائی عدل و داد به تأخیر می­ افتد، حكايت زير تا حدودی بيانگر اين موضوع است.[۱۱] توجّه كنيد:

«مردی وارد ايستگاه مترو واشنگتن دی سی شد و شروع به نواختن ويلون كرد. شش قطعه از بهترين قطعات باخ را نواخت، سه دقيقه بعد مرد ميان سالی متوجّه نوازنده شد. چند ثانيه­ای توقف كرد ، بعد با عجله به سمت مقصد خود به راه افتاد. يك دقيقه بعد، ويلون­زن، اوّلين انعام خود را دريافت كرد. خانمی بی آنكه توقف كند، يك اسكناس يك دلاری به درون كاسه اش انداخت و با عجله به راه خود ادامه داد. چند دقيقه بعد، مردی كه گوش به موسيقی سپرده بود به ديوار تكيه داد ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد. كسی كه بيش از همه به ويلون زن توجه نشان داد، كودك سه ساله­ای بود كه مادرش با عجله و كشان كشان او را با خود مي برد…

در طول مدت ۴۵ دقيقه­ای كه ويلون­زن می نواخت، تنها شش نفرتوقف كردند. بيست نفر هم انعام دادند، بی آن كه مكثی كرده باشند و سی دلار عايد ويلون­زن شد. نه كسی او را تشويق كرد و نه كسی او را شناخت. اين ويلون زن همان « جاشوابل» يكی از بهترين موسيقی دانان جهان است و نوازندهٔ يكی از پيچيده­ترين قطعات، به ارزش سه و نيم ميليون دلار می­باشد. جاشوابل دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در يكی از تئاترهای شهر بوستون، برنامه­ای اجرا كرده بود، كه تمام بليط هايش پيش فروش شده بود و قيمت متوسط هربليط يكصد دلار بود!».

می­بینید، بهترين دستاوردها، اگر در محيطی ارائه شوند كه سنخيتی با آن دستاوردها نداشته باشند، مورد بی مهری و عدم توجه قرار خواهند گرفت. لذا شرط موفقيت كامل يك طرح و يا سيستم، همخوانی آن، با خواست مردم و شرايط محيطی آن خواهد بود.

بنابراين، همان­گونه كه برای انجام هر کار مهمی، آمادگی­ها و شرایط لازم برای آن کار ضروری است و تا آن شرایط فراهم نشود، ممكن است به نتيجۀ مطلوب منجر نگردد.؛ ظهور امام زمان علیه السلام هم از این قاعده مثتثنی نیست؛ شرایط و آمادگی­های خاص خود را می­طلبد، که باید به وسیلهٔ مردم فراهم شود.

جایی که نوازنده برای نواختن آهنگ زیبای خود انتخاب کرده بود، زمان، مکان و مخاطبش آمادگی نداشتند. درست است که رهبر نواختن آهنگ زیبای هستی مردی آسمانی و مؤیَّد به روح القدس می­باشد، اما او زمانی موفق می­شود که مخاطبینش به متاع ناچیز دنیا مشغول نباشند.

قرار نیست که خدای متعال به گونه­ای جبری، ارادهٔ خود را در جهان جاری سازد؛ بلکه خلقت انسان بر اساس حرّیت و آزادی بنا نهاده شده است. انسان باید خودش بخواهد و راه خود را انتخاب نماید. پس اراده و خواست مردمان، در پایان دادن به درد غیبت، نقش اساسی دارد. انسان، اگر جویای شرایطی مطلوب و دلپذیر است و به درد جانکاه غیبت راضی نیست، باید خودش به پا خیزد و شیوهٔ زندگی حیوانیِ خویش را، در جهت کمال انسانی تغییر دهد. در غیر اینصورت، این درد ادامه دارد.

بدین­سان، دلباختگان کویِ محبوب دل­ها، صبح­گاهان، که با مقتدای غریب خویش تجدید عهد می­کنند، با دلی سوزناک و دردمند؛ پایانِ دوران هجران را این­گونه نجوا می­نمایند:

اللَّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً ص بِرُؤْيَتِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلَى دَعْوَتِهِ وَ ارْحَمِ اسْتِكَانَتَنَا بَعْدَهُ اللَّهُمَّ اكْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَ عَجِّلْ لَنَا ظُهُورَه‏‏.[۱۲]

«ای خدا! پیامبرت و همهٔ پیروانش را به دیدار حضرت مهدی علیه السلام مسرور و شادمان فرما و بر بیچارگی ما رحم کن. خدایا! با حضورش این غم بزرگ را از این امت بر دار و در ظهورش تعجیل فرما».

پس ای مردمان اهل درد!

آخرین یادگار خدا در زمین ـ حضرت بقیّة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ می­خواهد بیاید، نغمهٔ زیبا و دلگشای عدالت بسراید، درهای عزّت بگشاید و غم دل­ زایل بنماید.

پس نظر کنید! مولای ما جایش در کجاست؟ او چه نقشی در زندگی ما دارد؟ چه رابطه­ای با حضرت مهدی علیه السلام، توانسته­ایم برقرار کنیم؟

او می­خواهد بیاید و به شام تیره و تارمان پایان دهد و به نابسامانی­هامان سامان بخشد، آیا به او اجازهٔ ورود می­دهیم؟!

چه وظیفه­ ای نسبت به آن یار مهربان­مان داریم و …؟

آیا به این مسائل ­هیچ اندیشیده­ایم …؟ آماده­ ایم؟

کتاب درد جانکاه غیبت، به قلم ابراهیم حنیف نیا . ص ۵۸ الی۶۷

[۱]. وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبينَ (دخان / ۳۸). نیز ر.ک: آیات مومنون / ۱۱۵ و  انبيا / ۱۶.

[۲]. بحارالأنوار ج : ۵ ص : ۳۱۳

[۳]. دیوان اشعار نویسنده.

[۴]. جالب اینکه: شارع مقدس اسلام برای نشان دادن کفایت قرآن، به عنوان کتاب درسی زندگی، در تأمین هدف بندگی و کمال، با حرف «با» در بسم الله شروع و با حرف «سین» در الناس، ختم می­شود و این دو حرف کلمهٔ «بس» را می­سازد و بس بودن قرآن را، در ایجاد این پیوند پرشکوه و بنیادی بین خلق و خالق، به نمایش می­گذارد.

[۵]. فاطر / ۱۵.

[۶]. بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۶

[۷]. نَحْنُ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ الَّذِي مَنِ اعْتَصَمَ بِهِ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيم (بحارالأنوار، ج ۲۷، ص ۱۹۸).

[۸]. آل عمران / ۱۰۳. قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ يَوْمٍ جَالِساً فِي الْمَسْجِدِ وَ أَصْحَابُهُ حَوْلَهُ فَقَالَ لَهُمْ يَطْلُعُ عَلَيْكُمْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ يَسْأَلُ عَمَّا يَعْنِيهِ قَالَ فَطَلَعَ عَلَيْنَا رَجُلٌ شَبِيهٌ بِرِجَالِ مِصْرَ فَتَقَدَّمَ وَ سَلَّمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ جَلَسَ وَ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ يَقُولُ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا فَمَا هَذَا الْحَبْلُ الَّذِي أَمَرَنَا اللَّهُ تَعَالَى بِالِاعْتِصَامِ بِهِ وَ أَنْ لَا نَتَفَرَّقَ عَنْهُ قَالَ فَأَطْرَقَ النَّبِيُّ ص سَاعَةً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ أَشَارَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ قَالَ هَذَا حَبْلُ اللَّهِ الَّذِي مَنْ تَمَسَّكَ بِهِ عُصِمَ فِي دُنْيَاهُ وَ لَمْ يَضِلَّ فِي آخِرَتِهِ قَالَ فَوَثَبَ الرَّجُلُ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ احْتَضَنَهُ مِنْ وَرَاءِ ظَهْرِهِ وَ هُوَ يَقُولُ اعْتَصَمْتُ بِحَبْلِ اللَّهِ وَ حَبْلِ رَسُولِهِ ثُمَّ قَالَ فَوَلَّى وَ خَرَجَ فَقَامَ رَجُلٌ مِنَ النَّاسِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَلْحِقُهُ وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يَسْتَغْفِرَ لِي؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذاً تَجِدُهُ مَرْفِقاً قَالَ فَلَحِقَهُ الرَّجُلُ وَ هُوَ عُمَرُ وَ سَأَلَهُ أَنْ يَسْتَغْفِرَ لَهُ فَقَالَ هَلْ فَهِمْتَ مَا قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ وَ مَا قُلْتُ لَهُ قَالَ الرَّجُلُ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ إِنْ كُنْتَ مُتَمَسِّكاً بِذَلِكَ الْحَبْلِ فَغَفَرَ اللَّهُ لَكَ وَ إِلَّا فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَكَ وَ تَرَكَهُ (بحارالأنوار، ج ۳۶، ص ۱۵).

[۹]. بحارالأنوار، ج ۲۲، ص ۴۸۶.

[۱۰]. الكافي، ج ۱، ص ۴۱۶.

[۱۱] . به حکمِ در مثل مناقشه نیست، باید جنبه های مقرِّب این مثال مورد توجه باشد، نه جنبه های مبعِّدِ آن، و الّا، نغمهٔ دلپذیر و زیبای ظهور، هرگز قابل مقایسه با هیچ آهنگی نیست.

[۱۲]. دعای عهد؛ بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۱۱.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

1 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *