درد جانکاه غیبت و راه های درمان آن

 scan0002

 گزارش کوتاهی از کتاب

درد جـانـکـاه غـیـبـت

 و راه های درمان آن

 به قلم: مهندس ابراهیم حنیف نیا

در این پژوهش، با عنوان «درد غیبت و راه های درمان آن» هدف آن است که دردهای بشر یادآوری شود و آنگاه گفته آید، بزرگترین دردی که امروز گریبان گیر انسان هاست، غم جانکاه غیبتِ محبوب عالمیان حضرت مهدی (علیه السلام) است؛ با علاج آن، درخت دین ثمر می دهد و با ظهور آفتاب زندگی، ظلمت ها به پایان می رسد.

آنگاه گفته می شود که درد هرچه عمیق تر باشد، باید متناسب با بزرگی آن، نیروها و امکانات را بسیج نمود. پس اگر دردی بزرگتر از درد غیبت امام زمان (علیه السلام) نیست، باید بیش از همه برای درمان آن چاره اندیشی کرد و همه توان بشر را برای درمان آن به کار گرفت.

سپس در ادامه، راه های درمان این درد جانکاه بر شمرده شده، روشن می گردد که اگر مردمان هر عصری اراده کنند و آماده شوند، که این راهکارها را به کار گیرند، این درد درمان می شود و خدای رحیم وعده اش را برای نجات مستضعفان عملی خواهد نمود. اللهم اکشف هذه الغمّه.

 بخشی از این نوشته:

 تفاوت ما و مردم زمان حضرت علی (علیه السلام)

در زمان امیر المؤمنین (علیه السلام) مردمان، آن امام معصوم و دلسوز را رها ساختند و فریب دزدانِ راه را خوردند و نتیجۀ شوم این بی وفایی را دیدند و به سختی و بدبختی گرفتار گشتند؛ ما هم در این زمان، امام زمان خود را به خود وا گذاشته ایم و از آن نور هستی بهره نمی گیریم.

 تفاوت مردم این زمان، با مردم زمان علی (علیه السلام) در این است که: آنان حق علی را غصب کردند و آن امام عالی مقام، محروم و خانه نشین گشت. امروز امّا، ما حق امام را ادا نمی کنیم و اماممان در غیبت به سر می برد و بی کس و تنها است. ما غاصب حق امام نیستیم و به حقانیت و امامت حضرت مهدی (علیه السلام) معتقد هستیم و آنرا انکار نمی کنیم، ولی حقوق واجب امام زمانمان را بجای نمی آوریم و به آن بی توجهیم و به راه خود می رویم. بدون اینکه درد غیبت مولایمان بی تابمان کند، به وضع نامطلوب موجود بسنده کرده ایم.

 آری! آنها حق علی را غصب کردند و علی (علیه السلام) مظلوم شد، ما حق مهدی را ادا نمی کنیم و مهدی (علیه السلام) مظلوم است.

 پس تفاوت ما در بی وفایی نسبت به امام زمان (علیه السلام)، با مردمِ بی وفای زمان حضرت علی (علیه السلام) در چیست؟! آیا جا ندارد تا به خود آییم؟ به کجا می رویم؟!

 یکی از علما از مرحوم رجبعلی خیاط ذکری را شنید که اگر ۴۰ شب بخوانی، به دیدار امام زمان علیه السلام نائل می شوی. او خواند و بعد به شیخ رجبعلی گفت: من خواندم و امام را ندیدم!

گفت: چرا دیدی ولی نشناختی.

ـ چطور؟!

ـ آن شخصی که در مسجد، بعد از نماز به شما گفت که انگشتر را به دست چپ کرده اید، مکروه است، و شما جواب دادید: «کلُّ مَکروهٍ جایز»؛ آن شخص حضرت بود.

او دید، نه تنها امام را زیارت کرده، بلکه جواب امام را هم داده (و مقابلش اظهار علم هم کرده) و توصیهٔ حضرت را هم نپذیرفته است.

 این تازه خوبش می باشد! با گناهانمان، چه بی اعتنایی ها که به مولا روا می داریم و بارها دلش را می شکنیم، ولی باز هم آن مولای مهربان و پدر دلسوز امت از ما روی بر نمی گرداند و همچنان ما را تحمل می کند. عزیزی درد بی توجهی نسبت به امام زمان را چنین توصیف نموده است:

فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد،

ظاهرت هست چنانیکه خجالت نکشی؟

باطنت هست پسندیدۀ صاحب نظری؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟

لقمه ات درخور او هست که نزدش ببری؟

پول بی شبهه و سالم ز همه اموالت،

داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند،

با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟!

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران،

می توان گفت تو را شیعۀ اثنا عشری؟!

 

یا ربَّ الحُجَّه، بحقِّ الحجّهِ! إشْفِ صَدر الحُجَّه، بِظهورِ الحجَّه.

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

1 نظر

  1. علیرضا قلی پور

    خیلی زیبا بود استاد. با توجه به این شعر باید بگوییم واقعا خودمو برای دیدن امام زمان آماده نکرده ام.امیدوارم بتونم در کلاس درس شما خودمو مجهز کنم و سرباز آقا باشم.
    ——————————————-
    پاسخ: دعاگویتان هستم. موفق باشید.

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *