۱۷ـ دین وحدت

 

همیشه وحدت، رمز پیشرفت و ماندگاری ملّت­ها بوده و هست. هم­دلی و یگانگی، کلید شادابی و حیات و بالندگی است. وحدت، ریشۀ قدرت است. اگر نهال قدرت­مند و لایزال وحدت بر سر مردمان سایه افکند، چنان نشاط و سرزندگی در جامعه ایجاد می­کند که همگان به آرامش و امنیّت دست می­یابند. وحدت، نیروهای پراکنده را متمرکز می­کند و چون سدّ مستحکم، از هدر شدن و هرز رفتن انرژی­های مثبت جامعه جلوگیری می­نماید.

هیچ آسیب و آفتی چون اختلاف و پراکندگی بین مردم، به آن­ها خسارت وارد نمی­کند. اختلاف شیرازۀ امور جامعه را در هم می­ریزد و مانع هر­گونه نوآوری و ابتکار و پیشرفت می­گردد. اگر گَرد سیاه و آلودۀ اختلاف فضای جامعه را در برگیرد، چنان بی­نظمی و درهم­ریختگی به وجود می‌آورد، که فرصت هرگونه اندیشیدن و بالیدن از دست می­رود و ظالمان و ناصالحان و دشمنان را بر مسند می‌نشاند. که گفته­اند: «تفرقه بینداز و حکومت کن!».

ذلّـت  اولاد  آدم   بـی‌  خـلاف          اختلاف است،اختلاف است،اختلاف.

ایجاد وحدت و یک پارچه­گی در بین همه‌ی انسان­های روی زمین، اعمّ از سیاه و سفید، سرخ و زرد، عرب و عجم، این نژاد و آن قوم، از مهمّ­ترین دست­آوردهای دین خداست. وحدت راستینی که هیچ­گاه گسستنی نیست و همه­ی انسان­ها از آثار مثبت آن به نفع خویش سود خواهند جُست و رفاه و سعادتشان تأمین خواهد گشت.

انسان‌ها در پرتو اعتقاد به دین خدا، همگی چون یک پیکر می‌شوند با اعضای مختلف، که در بین آن­ها صلح و صمیمیّت به وجود می‌آید و هر یک، خود را در غم دیگری شریک می­داند. و آن­گاه که عضوی از این پیکر را درد فرا گیرد، برای دگر عضوها هم قرار نمی‌ماند.

این داستان مشهور است که: «پادشاهی در روزهای پایانی عمر خویش، ۱۲ پسرش را به حضور خواند و به هریک از آنان چوبی داد و گفت: بشکنید و آنان شکستند. سپس، ۱۲ چوب را روی هم گذاشت و به هر کدام گفت: بشکنید! چون نتوانستند، رو به آنان کرد و گفت: اگر پس از مرگ من باهم باشید، شکست نمی‌خورید، امّا اگر پراکنده شوید، در مقابل دشمنان شکست خواهید خورد».

اسلام، نه تنها بر اتحاد بین مسلمانان تأکید ویژه دارد، بلکه به طور عامّ و در یک تعامل متقابل، به پیروان سایر مکاتب الهی هم توصیه می­کند که با تکیّه بر اشتراکات اعتقادی خویش، از ثمرات ارزش­مند وحدت با رهروان دین حقّ بهره ببرند. قرآن در این زمینه می‌فرماید:

قُلْ یا اَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا اِلی کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ اَلاّ نَعْبُدَ اِلاّ اللهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً.[۱]

«بگو ای اهل کتاب! بیائید به سوی سخنی که میان ما و شما مشترک است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم، و چیزی را شریک او قرار ندهیم.»

وَ أَطِیعُواْ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ. [۲]

«و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمائید، و نزاع (و کشمکش) نکنید، که سست شوید و قدرت (و شوکت) شما از بین برود و صبر و استقامت کنید، که خداوند با استقامت کنندگان است».

قرآن کریم، پیروی از راه توحید را یکی از راه­های مهمّ ایجاد همبستگی دانسته و به آن سفارش فرموده است:

وَ أَنَّ‏ هذا صِراطی‏ مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ‏ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ.[۳]

«و این (دین اسلام) راه مستقیم من است؛ پس از آن پیروی کنید و از راه­های دیگر پیروی نکنید، تا از راه خدا متفرّق شوید. این­هاست که خدا شما را به آن سفارش کرده است، باشد که به تقوا گرایید».

ملاحظه می‌شود که، خداوند دستور به پیروی از صراط مستقیم داده که همان راه توحید، راه حقّ، عدالت، پاکی و تقواست و پیروی از غیر آن راه را باعث پراکندگی و اختلاف و نفاق می­داند.

 وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ.[۴]

«و به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده و متفرّق نشوید».

«حبل اللّه» در این آیه، به قرآن و اهل بیت تفسیر گشته و محور هم­بستگی قرار داده شده و به مسلمانان دستور می­دهد که با تمسّک به این دو عنصر گران­بها، وحدت امّت اسلامی را تحقّق بخشند.

قرآن کریم کتابی است که هرگز در آن اختلافی نمی­باشد و خود بیان­کننده و روشن­کننده اختلاف­ها می­باشد. چنان­که می­خوانیم:

وَ مَآ أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُواْ فِیهِ.[۵]

«ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای این­که آنچه را در آن اختلاف دارند برای آن­ها روشن کنی».

از این آیه بر می­آید، که اگر اقوام و ملّت­ها بیدار شوند و هوی و هوس­ها و سلیقه­های شخصی خود را کنار بگذارند و بنمایی پیامبران وقعی بنهند، اثری از اختلاف نخواهد ماند. زیرا منشأ هرگونه فتنه و اختلاف را باید پیروی از نفس دانست، چنان­که مولای متّقیان و پیشوای مؤمنان علی (ع) فرموده است:

إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ‏ الْفِتَنِ‏ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ.[۶]

«سرچشمۀ پیدایش فتنه­ها در پیروی از هوای نفس و بدعت­های به وقوع پیوسته است».

دین الهی، اختلافاتی را که در سایۀ هوی­وهوس پدید آمده برمی­‌چیند و به قساوت­ها پایان می­دهد و نور هدایت و رحمت را در همه جا می­پاشد. وقتی که چنین شد، وحدت و یکدلی، در جای جایِ جامعه اسلامی ایجاد می­شود.

قرآن در تحلیل مسالۀ اختلاف درمیان مردمان می­فرماید:

کانَ‏ النَّاسُ‏ أُمَّهً واحِدَهً فَبَعَثَ‏ اللَّهُ‏ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحقّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فیهِ إِلاَّ الَّذینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فیهِ مِنَ الْحقّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ.[۷]

«مردم، امّتى یگانه بودند؛ پس خداوند پیامبران را نوید­آور و بیم‏­دهنده بر­انگیخت، و با آنان، کتاب خود را به حقّ فرو فرستاد، تا میان مردم در آن­چه با­هم اختلاف داشتند داورى کند و جز کسانى که کتاب‏ به آنان داده شد – پس از آن­که دلایل روشن براى آنان آمد- به خاطر ستم و حسدى‏ که میان­شان بود، [هیچ کس‏] در آن اختلاف نکرد. پس خداوند آنان را که ایمان آورده بودند، به توفیق خویش، به حقیقت آن­چه که در آن اختلاف داشتند، هدایت کرد. و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‏کند».

از این آیه می­توان استنباط کرد که امّت واحده، در زمانی که اجتماع را تشکیل دادند، به­جهت تنازع و اختلاف در منافع و تضادّ در مصالح، با یک­دیگر درگیر شده و اختلاف کردند. از این رو نیازمند کسی بودند، تا در میان ایشان به حقّ داوری کند و کتاب و قوانین را تدوین نماید، تا بر اساس آن حرکت کرده و روابط اجتماعی خود را سامان داده و از اختلافات و تنازع و درگیری پرهیز کنند. این­گونه است که پیامبران به عنوان داورانی حقّ­گو و بیان­کنندگان قوانینِ تنظیم­کننده‌ی روابط درست اجتماعی مبعوث و برانگیخته می­شوند.

پیامبر (ص) و آموزه­های قرآن و سنّت و امامان معصوم (ع) به عنوان اولوالامر و جانشینان به­حقّ پیامبر (ص) کسانی هستند، که به عنوان مرجع حلّ اختلاف امّت مطرح شده­اند. چنان­که درآیۀ ۹۵ نساء می­فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ‏ تَنازَعْتُمْ‏ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ.

«ای کسانی که ایمان آورده­اید، از خدا و رسول و اولی­الامر ـ که از خودتان هستند ـ اطاعت کنید و هرگاه در چیزی اختلاف و نزاع کردید، پس آن­را به سوی خدا و پیامبرش برگردانید».

امام علی (ع) بزرگ منادی وحدت اسلامی در فرازهایی از خطبۀ معروف «قاصعه» می‌فرماید:

«اُمَم پیشین مادام که با هم «یدِ واحده» بوده‌اند، هم­واره در حال پیشرفت و شکوفایی بوده و به عزّت و اقتدار و خلافت و وراثت زمین نائل گشته، رهبر و زمام­دار جهانیان شده‌اند و از آن­هنگام که خدا را فراموش کرده و به مادّی­گری روی آورده دچار خود برتر­بینی و تعصّبات قومی و فرقه‌ای و تشتّت و پراکندگی گشته، با هم به نزاع و نبرد پرداخته‌اند، خداوند، لباس کرامت و عزّت و خلافت را از تنشان بیرون آورده و خیر و برکت و وفور نعمت را از آنان سلب و به ذلّت و استعمار مبتلا کرده است. به عنوان نمونه: در اثر تفرقه، کسراها و قیصرها بر بنی­اسرائیل مسلّط شدند و آن­ها را به بردگی گرفتند و از سرزمین­های آباد و کناره‌های دجله و فرات به بیابان­های کم گیاه و بی‌آب و علف تبعید کردند و آنان را به ذلّت و فقر و مسکنت و جهل و پراکندگی دچار ساختند …

خداوند با نعمت پیامبر اکرم (ص) و اسلام، بنی اسماعیل و سایر مسلمانان را متّحد و برادر ساخت و پر وبال کرامت خود را بر آن­ها گشود؛ نهرهای مواهب خود را به سویشان جاری گرداند، و آنان را به نعمت و قدرت و عظمت و عزّت رساند؛ و حکومتی پایدار نصیبشان ساخت. به­طوری که، کسی قدرت درهم شکستن نیروی آنان را نداشت. متأسّفانه پس­ از چنین هجرتی با شکوه، مسلمانان به عربیّت جاهلی روی آوردند و به فرقه‌های گوناگون تقسیم شدند».[۸]

………………………………… مهندسی اسلام . کتاب دوم تألیف ابراهیم حنیف نیا

  1. آل عمران/ ۶۴٫

[۲] . انفال / ۴۶٫

[۳] . انعام / ۱۵۳٫

[۴] . آل عمران / ۱۰۳٫

[۵] . نحل۶۴٫

[۶] . نهج البلاغه (للصّبحی صالح)، ص ۸۸٫

[۷] . بقره / ۲۱۳٫

[۸]. فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانُوا حَیْثُ کَانَتِ الْأَمْلَاءُ مُجْتَمِعَهً وَ الْأَهْوَاءُ مُؤْتَلِفَهً وَ الْقُلُوبُ مُعْتَدِلَهً وَ الْأَیْدِی مُتَرَادِفَهً وَ السُّیُوفُ مُتَنَاصِرَهً وَ الْبَصَائِرُ نَافِذَهً وَ الْعَزَائِمُ وَاحِدَهً أَ لَمْ یَکُونُوا أَرْبَاباً فِی أَقْطَارِ الْأَرَضِینَ وَ مُلُوکاً عَلَى رِقَابِ الْعَالَمِینَ فَانْظُرُوا إِلَى مَا صَارُوا إِلَیْهِ فِی آخِرِ أُمُورِهِمْ حِینَ وَقَعَتِ الْفُرْقَهُ وَ تَشَتَّتَتِ الْأُلْفَهُ وَ اخْتَلَفَتِ الْکَلِمَهُ وَ الْأَفْئِدَهُ وَ تَشَعَّبُوا مُخْتَلِفِینَ وَ تَفَرَّقُوا مُتَحَارِبِینَ وَ قَدْ خَلَعَ اللَّهُ عَنْهُمْ لِبَاسَ کَرَامَتِهِ وَ سَلَبَهُمْ غَضَارَهَ نِعْمَتِهِ وَ… وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ صِرْتُمْ بَعْدَ الْهِجْرَهِ أَعْرَاباً وَ بَعْدَ الْمُوَالاهِ أَحْزَابا… (نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: ۲۹۹ و ۲۹۷).

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *