اردیبهشت ۰۲, ۱۴۰۰

۱۷ـ دین وحدت

 

همیشه وحدت، رمز پیشرفت و ماندگاری ملّت­ها بوده و هست. هم­دلی و یگانگی، کلید شادابی و حیات و بالندگی است. وحدت، ریشۀ قدرت است. اگر نهال قدرت­مند و لایزال وحدت بر سر مردمان سایه افکند، چنان نشاط و سرزندگی در جامعه ایجاد می­کند که همگان به آرامش و امنیّت دست می­یابند. وحدت، نیروهای پراکنده را متمرکز می­کند و چون سدّ مستحکم، از هدر شدن و هرز رفتن انرژی­های مثبت جامعه جلوگیری می­نماید.

هیچ آسیب و آفتی چون اختلاف و پراکندگی بین مردم، به آن­ها خسارت وارد نمی­کند. اختلاف شیرازۀ امور جامعه را در هم می­ریزد و مانع هر­گونه نوآوری و ابتکار و پیشرفت می­گردد. اگر گَرد سیاه و آلودۀ اختلاف فضای جامعه را در برگیرد، چنان بی­نظمی و درهم­ریختگی به وجود می‌آورد، که فرصت هرگونه اندیشیدن و بالیدن از دست می­رود و ظالمان و ناصالحان و دشمنان را بر مسند می‌نشاند. که گفته­اند: «تفرقه بینداز و حکومت کن!».

ذلّـت  اولاد  آدم   بـی‌  خـلاف          اختلاف است،اختلاف است،اختلاف.

ایجاد وحدت و یک پارچه­گی در بین همه‌ی انسان­های روی زمین، اعمّ از سیاه و سفید، سرخ و زرد، عرب و عجم، این نژاد و آن قوم، از مهمّ­ترین دست­آوردهای دین خداست. وحدت راستینی که هیچ­گاه گسستنی نیست و همه­ی انسان­ها از آثار مثبت آن به نفع خویش سود خواهند جُست و رفاه و سعادتشان تأمین خواهد گشت.

انسان‌ها در پرتو اعتقاد به دین خدا، همگی چون یک پیکر می‌شوند با اعضای مختلف، که در بین آن­ها صلح و صمیمیّت به وجود می‌آید و هر یک، خود را در غم دیگری شریک می­داند. و آن­گاه که عضوی از این پیکر را درد فرا گیرد، برای دگر عضوها هم قرار نمی‌ماند.

این داستان مشهور است که: «پادشاهی در روزهای پايانی عمر خويش، ۱۲ پسرش را به حضور خواند و به هريک از آنان چوبی داد و گفت: بشكنيد و آنان شكستند. سپس، ۱۲ چوب را روی هم گذاشت و به هر كدام گفت: بشكنيد! چون نتوانستند، رو به آنان كرد و گفت: اگر پس از مرگ من باهم باشيد، شكست نمی‌خوريد، امّا اگر پراكنده شويد، در مقابل دشمنان شكست خواهيد خورد».

اسلام، نه تنها بر اتحاد بین مسلمانان تأکید ویژه دارد، بلکه به طور عامّ و در یک تعامل متقابل، به پیروان سایر مکاتب الهی هم توصیه می­کند که با تکیّه بر اشتراکات اعتقادی خویش، از ثمرات ارزش­مند وحدت با رهروان دین حقّ بهره ببرند. قرآن در این زمینه می‌فرماید:

قُلْ یا اَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا اِلی کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ اَلاّ نَعْبُدَ اِلاّ اللهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً.[۱]

«بگو ای اهل کتاب! بیائید به سوی سخنی که میان ما و شما مشترک است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم، و چیزی را شریک او قرار ندهیم.»

وَ أَطِيعُواْ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ. [۲]

«و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمائید، و نزاع (و کشمکش) نکنید، که سست شوید و قدرت (و شوکت) شما از بین برود و صبر و استقامت کنید، که خداوند با استقامت کنندگان است».

قرآن کریم، پیروی از راه توحید را یکی از راه­های مهمّ ایجاد همبستگی دانسته و به آن سفارش فرموده است:

وَ أَنَّ‏ هذا صِراطي‏ مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ‏ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.[۳]

«و اين (دين اسلام) راه مستقيم من است؛ پس از آن پيروی كنيد و از راه­های ديگر پيروی نكنيد، تا از راه خدا متفرّق شويد. اين­هاست كه خدا شما را به آن سفارش كرده است، باشد كه به تقوا گراييد».

ملاحظه می‌شود که، خداوند دستور به پیروی از صراط مستقیم داده که همان راه توحید، راه حقّ، عدالت، پاکی و تقواست و پیروی از غیر آن راه را باعث پراکندگی و اختلاف و نفاق می­داند.

 وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ.[۴]

«و به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده و متفرّق نشوید».

«حبل اللّه» در این آیه، به قرآن و اهل بیت تفسیر گشته و محور هم­بستگی قرار داده شده و به مسلمانان دستور می­دهد که با تمسّک به این دو عنصر گران­بها، وحدت امّت اسلامی را تحقّق بخشند.

قرآن کریم کتابی است که هرگز در آن اختلافی نمی­باشد و خود بیان­کننده و روشن­کننده اختلاف­ها می­باشد. چنان­که می­خوانیم:

وَ مَآ أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُواْ فِیهِ.[۵]

«ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای این­که آنچه را در آن اختلاف دارند برای آن­ها روشن کنی».

از این آیه بر می­آید، که اگر اقوام و ملّت­ها بیدار شوند و هوی و هوس­ها و سلیقه­های شخصی خود را کنار بگذارند و بنمایی پیامبران وقعی بنهند، اثری از اختلاف نخواهد ماند. زیرا منشأ هرگونه فتنه و اختلاف را باید پیروی از نفس دانست، چنان­که مولای متّقیان و پیشوای مؤمنان علی (ع) فرموده است:

إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ‏ الْفِتَنِ‏ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ.[۶]

«سرچشمۀ پیدایش فتنه­ها در پیروی از هوای نفس و بدعت­های به وقوع پیوسته است».

دین الهی، اختلافاتی را که در سایۀ هوی­وهوس پدید آمده برمی­‌چیند و به قساوت­ها پایان می­دهد و نور هدایت و رحمت را در همه جا می­پاشد. وقتی که چنین شد، وحدت و یکدلی، در جای جایِ جامعه اسلامی ایجاد می­شود.

قرآن در تحليل مسالۀ اختلاف درميان مردمان می­فرماید:

كانَ‏ النَّاسُ‏ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ‏ اللَّهُ‏ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحقّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فيهِ إِلاَّ الَّذينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فيهِ مِنَ الْحقّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ.[۷]

«مردم، امّتى يگانه بودند؛ پس خداوند پيامبران را نويد­آور و بيم‏­دهنده بر­انگيخت، و با آنان، كتاب خود را به حقّ فرو فرستاد، تا ميان مردم در آن­چه با­هم اختلاف داشتند داورى كند و جز كسانى كه كتاب‏ به آنان داده شد – پس از آن­كه دلايل روشن براى آنان آمد- به خاطر ستم و حسدى‏ كه ميان­شان بود، [هيچ كس‏] در آن اختلاف نكرد. پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند، به توفيق خويش، به حقيقت آن­چه كه در آن اختلاف داشتند، هدايت كرد. و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى‏كند».

از این آيه می­توان استنباط كرد كه امّت واحده، در زمانی كه اجتماع را تشكيل دادند، به­جهت تنازع و اختلاف در منافع و تضادّ در مصالح، با يك­ديگر درگير شده و اختلاف كردند. از اين رو نيازمند كسی بودند، تا در ميان ايشان به حقّ داوري كند و كتاب و قوانين را تدوين نمايد، تا بر اساس آن حركت كرده و روابط اجتماعی خود را سامان داده و از اختلافات و تنازع و درگيري پرهيز كنند. اين­گونه است كه پيامبران به عنوان داوراني حقّ­گو و بيان­كنندگان قوانينِ تنظيم­كننده‌ی روابط درست اجتماعی مبعوث و برانگيخته می­شوند.

پيامبر (ص) و آموزه­های قرآن و سنّت و امامان معصوم (ع) به عنوان اولوالامر و جانشينان به­حقّ پيامبر (ص) كساني هستند، كه به عنوان مرجع حلّ اختلاف امّت مطرح شده­اند. چنان­که درآيۀ ۹۵ نساء می­فرمايد:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ‏ تَنازَعْتُمْ‏ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ.

«ای کسانی که ایمان آورده­اید، از خدا و رسول و اولی­الامر ـ که از خودتان هستند ـ اطاعت کنید و هرگاه در چيزی اختلاف و نزاع كرديد، پس آن­را به سوی خدا و پيامبرش برگردانيد».

امام علي (ع) بزرگ منادي وحدت اسلامي در فرازهایی از خطبۀ معروف «قاصعه» می‌فرمايد:

«اُمَم پيشين مادام که با هم «يدِ واحده» بوده‌اند، هم­واره در حال پيشرفت و شکوفايی بوده و به عزّت و اقتدار و خلافت و وراثت زمين نائل گشته، رهبر و زمام­دار جهانيان شده‌اند و از آن­هنگام که خدا را فراموش کرده و به مادّي­گري روی آورده دچار خود برتر­بيني و تعصّبات قومی و فرقه‌ای و تشتّت و پراکندگی گشته، با هم به نزاع و نبرد پرداخته‌اند، خداوند، لباس کرامت و عزّت و خلافت را از تنشان بيرون آورده و خير و برکت و وفور نعمت را از آنان سلب و به ذلّت و استعمار مبتلا کرده است. به عنوان نمونه: در اثر تفرقه، کسراها و قيصرها بر بنی­اسرائيل مسلّط شدند و آن­ها را به بردگی گرفتند و از سرزمين­های آباد و کناره‌های دجله و فرات به بيابان­های کم گياه و بی‌آب و علف تبعيد کردند و آنان را به ذلّت و فقر و مسکنت و جهل و پراکندگی دچار ساختند …

خداوند با نعمت پيامبر اکرم (ص) و اسلام، بنی اسماعيل و ساير مسلمانان را متّحد و برادر ساخت و پر وبال کرامت خود را بر آن­ها گشود؛ نهرهای مواهب خود را به سويشان جاری گرداند، و آنان را به نعمت و قدرت و عظمت و عزّت رساند؛ و حکومتی پايدار نصيبشان ساخت. به­طوری که، کسی قدرت درهم شکستن نيروی آنان را نداشت. متأسّفانه پس­ از چنين هجرتی با شکوه، مسلمانان به عربیّت جاهلی روی آوردند و به فرقه‌های گوناگون تقسيم شدند».[۸]

………………………………… مهندسی اسلام . کتاب دوم تألیف ابراهیم حنیف نیا

  1. آل عمران/ ۶۴.

[۲] . انفال / ۴۶.

[۳] . انعام / ۱۵۳.

[۴] . آل عمران / ۱۰۳.

[۵] . نحل۶۴.

[۶] . نهج البلاغة (للصّبحي صالح)، ص ۸۸.

[۷] . بقره / ۲۱۳.

[۸]. فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانُوا حَيْثُ كَانَتِ الْأَمْلَاءُ مُجْتَمِعَةً وَ الْأَهْوَاءُ مُؤْتَلِفَةً وَ الْقُلُوبُ مُعْتَدِلَةً وَ الْأَيْدِي مُتَرَادِفَةً وَ السُّيُوفُ مُتَنَاصِرَةً وَ الْبَصَائِرُ نَافِذَةً وَ الْعَزَائِمُ وَاحِدَةً أَ لَمْ يَكُونُوا أَرْبَاباً فِي أَقْطَارِ الْأَرَضِينَ وَ مُلُوكاً عَلَى رِقَابِ الْعَالَمِينَ فَانْظُرُوا إِلَى مَا صَارُوا إِلَيْهِ فِي آخِرِ أُمُورِهِمْ حِينَ وَقَعَتِ الْفُرْقَةُ وَ تَشَتَّتَتِ الْأُلْفَةُ وَ اخْتَلَفَتِ الْكَلِمَةُ وَ الْأَفْئِدَةُ وَ تَشَعَّبُوا مُخْتَلِفِينَ وَ تَفَرَّقُوا مُتَحَارِبِينَ وَ قَدْ خَلَعَ اللَّهُ عَنْهُمْ لِبَاسَ كَرَامَتِهِ وَ سَلَبَهُمْ غَضَارَةَ نِعْمَتِهِ وَ… وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ صِرْتُمْ بَعْدَ الْهِجْرَةِ أَعْرَاباً وَ بَعْدَ الْمُوَالاةِ أَحْزَابا… (نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: ۲۹۹ و ۲۹۷).

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *