اردیبهشت ۰۴, ۱۳۹۷

۷ـ دین حرکت و جهاد

۷ـ دین حرکت و جهاد

حرکت و جهاد رمز حیات و سرزندگی است. تمامی موجودات عالم دارای حرکتند، نهاد جهان نا آرام است.

دل یک ذرّه را که بشکافی، درونش را به شدّت نا آرام و بیقرار می یابی، حتّی «کوهها را مى‏بینى و مى‏ پندارى که ساکنند و حال آنکه آنها ابر آسا در حرکتند».[۱]

بوتۀ گیاه با نمو و حرکت به بار می نشیند، خورشید با حرکت موجب بقای گیتی است، زمین با حرکت حیات و خرمی دارد و … جهاد و حرکت سنت بدون تبدیل و لایتغیر الهی بر پهنۀ خلقت است. اگر موجودات هستی، از ذرّات تا کرات و از خاک تا افلاک، بی حرکت و ساکن شوند، عالم نابود می شود.

حال، چگونه انسان که اشرف مخلوقات است، می تواند خود را از این سنّت بزرگ حاکم بر خلقت مستثنی و جدا بداند و از جهاد و حرکت باز بماند. ساکن بودن بشر، یعنی: نیستی و مرگ او. راه کمال با کوشش و جهاد طی می‌شود.

دین خدا راه کمال آدمیان است که با حرکت، این راه سعادت پیموده می شود و بدون جنبش و جهاد، وصول به مقصد غیر ممکن است. حتی قرآن، در یک جا ماندن و ساکن شدن را جایز نمی‌داند و دستور می‌دهد، در زمین سیر کنید (قُلْ سیرُوا فِی‏ الْأَرْض‏)[۲] و با تفکر و عبرت، ارتقاء و رشد بیابید.

از این روی، آنکه می‌گوید: «عاشق سفر هستم ولی از رسیدن متنفرم…» سخن درستی بر زبان می‌راند، او می‌خواهد بگوید: نباید احساس رسیدن داشته باشی، زیرا متوقّف می‌شوی و از «صیرورت» و شدن، باز می‌مانی.

و چه خوب است این سخن که می گوید:

«زندگی مثل دوچرخه سواری است، برای حفظ تعادل باید حرکت کنید».

هندسه ریزیِ تعالیم نورانی و پربار اسلام، به وسیله‌ی خدای معمار توانای هستی طوری طراحی شده که روح تلاش و حرکت و جهاد را در پیروان خویش می‌دمد و آنها را از رکود و سکون و بی تفاوتی می‌رهاند. درست مثل اجزاء و قطعات مختلف یک قطار، که طوری طراحی و در کنار هم چیده شده‌اند که می‌توانند هماهنگ با موتور محرکه، موجب حرکت سرنشینان ماشین به سوی مقصد شوند، همینگونه، دستورالعمل های اسلام هم باعث پیشرفت و جنبش و حرکت است.

اسلام، مروّج فرهنگ جهادگری و کوشش است. بی تفاوتی و سستی و تنبلی در این دین مقدس مورد سرزنش واقع شده، تا آنجا که امام باقر (ع) فرموده اند:

الْکَسَلُ‏ یَضُرُّ بِالدِّینِ وَ الدُّنْیَا.[۳]

«تنبلى به دین و دنیا آسیب مى‏ رساند».

همانگونه که اگر آب جریان نداشته باشد و در یک مکان ثابت بماند، بو می گیرد و به برکه ای فاسد تبدیل می شود، که محل تجمع انواع میکروب ها و موجودات موذی می گردد، انسان هم با سکون و بی حرکتی می پوسد و حاصلی به بار نمی آورد.

آری! آب، با تلاش و حرکت طراوت خود را حفظ می کند و به اقیانوس می پیوندد و بی کرانه می شود، نیز جهاد و حرکت، کلید تعالی و عزّت آدمی است. امیر مؤمنان علی (ع) می فرمایند:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ الْجِهَادَ وَ عَظَّمَهُ وَ جَعَلَهُ نَصْرَهُ وَ نَاصِرَهُ وَ اللَّهِ مَا صَلَحَتْ‏ دُنْیَا وَ لَا دِینٌ إِلَّا بِهِ.[۴]

«همانا خدای عزوجلّ جهاد را واجب ساخت و بزرگش داشت و آن را یاری خود قرار داد و یاریش نمود، به خدا قسم! دین و دنیا جز به جهاد اصلاح نمی شود».

نیز در یک خطبه، ضمن بیان فضیلت جهاد، در بارۀ نتایج شوم ترک این دستور مترقی فرمود:

«هر که جهاد را ترک کند، گرفتار این امور می شود: ۱ـ خدا جامه ذلت بر او بپوشاند ۲ـ گرفتار بلا شود ۳ـ بر سر او خوارى و زبونى فرو بارد ۴ـ نور خرد از دل او رخت کشد و عقلش تباه شود ۵ـ با فرو گذاشتن جهاد، حق او پایمال شود ۶ـ ظالمان و متجاوزان مسلط گردند هر چه فریاد زند و داد خواهد، کسى داد او ندهد و از عدالت و انصاف محروم گردد».[۵]

انسان اسلام، یک لحظه وقفه و سکون ندارد و همواره با کوشش و جنبش، چون موج نا آرام و بی قرار به سوی کمال در حرکت است.

ما زنده از آنیم که آرام نگیریم      موجیم که آرامش ما در عدم ماست

عمل به اسلام، روح بی تابی و بی قراری را در درون آدمی می دمد و کوشش و جهاد را بر برون حاکم می‌کند. این جوشش درون و جنبش برون راه شیدایی و رمز شکوفایی است، که در تأثیر قطعی آن می خوانیم:

وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا.[۶]

«و کسانى که در راه ما ‏بکوشند، به یقین، آنان را به راه هاى خود رهنمون می شویم».‏

خداوند، به جهادگران برتری بخشیده و آنان را ستوده و پیام قرآن برای همه‌ی عصرها و تمامی نسل‌ها چنین است:

«مؤمنان خانه‏ نشین که زیان‏دیده نیستند، با آن مجاهدانى که با مال و جان خود در راه خدا جهاد مى‏کنند یکسان نمى‏باشند. خداوند، کسانى را که با مال و جان خود جهاد مى‏کنند، به درجه‏اى، بر خانه‏ نشینان مزیّت بخشیده و همه را خدا وعده نیکو داده، ولى‏ مجاهدان را بر خانه‏ نشینان به پاداشى بزرگ، برترى بخشیده است».[۷]

در قرآن، بر «جهاد فی سبیل الله» سفارش ویژه ای به عمل آمده، در آیات فراوانی، جهاد در کنار ایمان و هجرت مورد تأکید قرار گرفته است. زیرا که ایمان و هجرت هم، مانند جهاد، موجب سیال بودن و جریان داشتن و حرکت می باشد.

الَّذینَ‏ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُون‏.[۸]

«کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‏اند، نزد خدا درجه ای والاتر دارند و اینان همان رستگارانند».

یک مسلمان، هیچگاه به وضع موجود بسنده نمی کند و پیوسته در اندیشه‌ی وصال و ایصال به وضع ایده آل در تلاش و تکاپو می باشد. اسلام نمی‌گذارد یک مسلمان، بی تفاوت و بی حرکت بماند، بلکه به پیروان خود دستور می دهد که روز به روز، باید در حال پیشرفت و ترقی باشند و حتی نباید دو روز آنان یکسان باشد. چنانکه پیشوای صدق و راستی امام صادق (ع) می فرمایند:

مَنِ‏ اسْتَوَى‏ یَوْمَاهُ‏ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ مَنْ کَانَ آخِرُ یَوْمَیْهِ شَرَّهُمَا فَهُوَ مَلْعُونٌ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفِ الزِّیَادَهَ فِی نَفْسِهِ کَانَ إِلَى النُّقْصَانِ أَقْرَبَ وَ مَنْ کَانَ إِلَى النُّقْصَانِ أَقْرَبَ فَالْمَوْتُ خَیْرٌ لَهُ مِنَ الْحَیَاهِ.[۹]

«هر کس دو روزش یکسان باشد زیانکار است و هر کس روز دومش از روز اولش بدتر باشد نفرین شده است و هر کس در اندیشه‌ی پیشرفت خود نباشد به نقص می گراید و هر که به نقصان گراید، برای او مرگ بهتر از زندگی است».

به سخنی بس سازنده و حرکت آفرین از امام کاظم (علیه السلام) گوش جان می‌سپاریم، تا بنگریم که رهبران معصوم ما چه هشیارانه و بیدارگرانه، برای پیروان و دوستان خویش رهنمود تحرّک بخشی و پویایی سر داده اند و فرموده اند:

لَیْسَ‏ مِنَّا مَنْ‏ لَمْ‏ یُحَاسِبْ‏ نَفْسَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَیِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَیْهِ.[۱۰]

«از ما نیست هر کس که هر روز به حساب خویش رسیدگی نکند، که اگر عمل نیک نموده بر آن بیفزاید و اگر کار زشتی کرده از خدا طلب استغفار کند و توبه نماید».

جهاد اسلام، چهره های مختلف دارد و تنها در مبارزه و رویارویی با دشمن در جبهه ها و مرزهای جغرافیایی خلاصه نمی شود، بلکه گستره‌ی وسیعی دارد که هر گونه کوشش و تلاش جانی، مالی، زبانی و تمامی حرکتهای روحی، فکری و فرهنگی بشر را شامل می‌گردد.

پس نباید دامنه‌ی گستردۀ جهاد را کوچک کنیم و آن را منحصر در تلاش های نظامی نماییم. باید بدانیم که: جهاد مسلحانه با دشمن بیرونی، در عین اهمیتی که دارد، اما پایین ترین مرحلۀ جهاد و «جهاد اصغر» محسوب می شود؛ «جهاد اکبر»، جهاد با نفس و مبارزه با هوا و هوس های نفسانی است.‏[۱۱]

أَفْضَلُ الْجِهَادِ جِهَادُ النَّفْسِ‏ عَنِ الْهَوَى وَ فِطَامُهَا مِنْ لَذَّاتِ الدُّنْیَا.[۱۲]

«بالاترین جهاد، مبارزه با هوای نفس و بازداشتن آن از لذت های نامشروع دنیوی است».

در اینجا توجه شما خوانندۀ محترم را به یک گزارش ارزشمند در بارۀ گونه‌های جهاد، از کتاب شریف کافی جلب می کنم.

وقتی «فضیل بن عیاض» از امام همام، حضرت صادق (ع) در بارۀ مستحب یا واجب بودن جهاد می پرسد، حضرت در پاسخ می فرمایند:

«جهاد بر چهار قسم است: دو قسم آن فریضه (واجب) است، یک قسم دیگر سنّت (مستحب) است که با واجب (به فرمان امام معصوم) انجام می گیرد و قسم چهارم هم که سنّت است. امّا آن دو جهاد که فریضه‏اند: یکى جهاد با نفس است‏، در باز داشتن نفس از معصیت های الهی، که این بزرگترین جهاد است و دیگرى پیکار (و جهاد) با کافرانى که هم مرز شمایند، که آن نیز فریضه است. امّا آن جهاد که سنّتى است که جز به فریضه بدان دست نیازند، جهاد با دشمن است، که بر تمام امّت واجب است و اگر آن جهاد را ترک کنند عذاب بر آنها درآید و این عذاب تمام امّت را در برگیرد و آن جهاد، بر امام سنّت است و تعریفش آن است که امام با امّت بر سر دشمن تازد و با دشمنان جهاد کند. امّا جهادى که فقط سنّت است، برپا داشتن هر سنّت (نبوى) است که انسان بر پاى دارد و در برپا نگهداشتن و برآوردن و زنده کردن آن مبارزه کند. پس سعى و عمل در راه آن بهترین اعمال است، زیرا زنده داشتن سنّت است و پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: “هر کس سنّت و قانون نیکى را بنیان گذارد پاداشش از آن اوست و نیز از ثواب همه آنان که تا روز قیامت بدان عمل مى‏کنند بهره مى‏برد، بى‏آنکه از ثواب خود آنان چیزى کاسته شود”».[۱۳]

در کتاب ارشاد القلوب دیلمی روایتی را از نبی اعظم اسلام (ص) نقل نموده، که آن رسول عزّت  فرمودند:

«یکى از دربهاى بهشت “باب المجاهدین” است، که جهادکنندگان در راه خدا از آن درب داخل بهشت می شوند، در حالى که ملائک ایشان را تعظیم کنند و مرحبا گویند و أهل محشر به ایشان (با دیده حسرت) نظر کنند و هیچ جهادى بزرگ تر از جهاد با نفس نیست، زیرا نفس، انسان را به بدى وا می‌دارد و راغب به شرّ و فساد است و تمایل به شهوات دارد و باز دارنده از اعمال خیر است و آمال و آرزویش بسیار دراز است و هول و هراس قیامت را فراموش می کند و ریاست را دوست می دارد و همیشه طالب راحتى است و خداوند در مذمت آن (از قول حضرت یوسف بازگو کرده و) فرموده: إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّی ‏(یوسف/۵۳). همانا نفس امّاره، آدمى را سخت، به کارهاى زشت و ناروا وامى‏دارد، مگر آنکه خدا بلطف خاص خود مرا حفظ فرماید».[۱۴]

در روایت دیگر از رسول خدا (ص) چهرۀ دیگری از جهاد در راه خدا اینگونه بیان شده است:

أَفْضَلُ‏ الْجِهَادِ مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهُمُّ بِظُلْمِ أَحَدٍ.[۱۵]

«بهترین جهاد این است که انسان شب را صبح کند، در حالی که هرگز به فکر ستم به احدی نباشد».

می توان  سلمان  و  بـوذر  زیستن      طـرح  نـو  در زندگانـی  ریختن

   می توان خود را به  عرش آویختن     یا که با ذلّت  بـه فـرش آمیختن

     می توان مُلک و مَلک تسخیر کرد     رازِ  إنّـی  أعـلمُ   تفـسیر کــرد

      می توان  بـا  بندگـی  پرواز  کرد      یا که راه خود به  ظلمت باز کرد

     میتوان چون موج طوفان بودسخت    یا چوخاشاکـی به روی رود رفت

         می توان  پیمـود  ره   تــا  انتهـا   لـیسَ  لـلإنسانَ  الّا  ما   سعـی

     می توان  با  حـرکت  و  بالندگـی      رفـت  بـر  بـالای  بـام  زندگی

                 می توان خود  را خدایی ساختن     شرطِ آن تصمیم وعزم وخواستن[۱۶]

از آنچه گفته آمد، چنین بر می آید که مکتب تعالی بخش اسلام برای رهروان خویش یک حیات پویا و پیشرو ترسیم نموده و همگان را به جهاد و تحرک فرا خوانده و از بی تعهدی و بی رمقی و بی دردی بر حذر داشته است.

بنابراین، اگر یک مسلمان واقعی بخواهد به واقع پایبند به دستورات این دین باشد و رفتار خود را بر آن منطبق سازد، هرگز توقف نخواهد داشت و روز به روز، بر ترقّی و تعالی روحش افزوده خواهد گشت. این همان مقصد و هدف والایی است که خدای خالق هستی برای بشر تعریف نموده و از بندگان خویش خواسته که با سبقت در خیرات (فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرات‏)[۱۷]، بر تلاش و حرکتشان بیفزایند و به درجات هر چه بالاتر صعود نمایند.

در واقع تضمین کمال و سعادت بشر با حرکت و جهاد مستمر میسّر می شود، جهاد در درون و جهاد در برون. با حفظ این نکته که حرکتها و کوششهای درونی، بسیار نقش آفرین تر از حرکتهای بیرونی است و تا انسان در عرصۀ درون خویش تلاش های سازنده نداشته باشد، در عرصۀ بیرون از وجودِ خویش نمی تواند چندان مؤثّر واقع شود؛ از این روی، جهاد با درون (نفس) جهاد اکبر خوانده شده است.

—————————————- از کتاب مهندسی اسلام ج ۲ تألیف مهندس حنیف نیا

[۱] . وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَهً وَ هِیَ‏ تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب‏ (نمل / ۸۸).

[۲] . انعام / ۱۱ و نمل / ۶۹ و عنکبوت / ۲۰ و روم /۴۲٫

[۳] . تحف العقول، ص ۳۰۰٫

[۴] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۵، ص ۸٫

[۵] . أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّهِ أَوْلِیَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَهُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِیقَهُ فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَهً عَنْهُ أَلْبَسَهُ‏ اللَّهُ‏ ثَوْبَ‏ الذُّلِ‏ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَهِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْیِیعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَف.‏ نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص ۶۹٫

[۶] . عنکبوت / ۶۹٫

[۷] . لا یَسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ‏ اللَّهُ‏ الْمُجاهِدینَ‏ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدینَ دَرَجَهً وَ کُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ فَضَّلَ‏ اللَّهُ‏ الْمُجاهِدینَ‏ عَلَى الْقاعِدینَ أَجْراً عَظیماً (نساء / ۹۵).

[۸] . توبه / ۲۰٫

[۹] . الأمالی ( للصدوق)، ص ۶۶۸ .

[۱۰] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص ۴۵۳٫

[۱۱] . أَنَّ النَّبِیَّ ص بَعَثَ بِسَرِیَّهٍ فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِیَ الْجِهَادُ الْأَکْبَرُ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَا الْجِهَادُ الْأَکْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ‏ (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۵، ص ۱۲).

[۱۲] . عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، ص ۱۲۲٫

[۱۳] . عَنْ فُضَیْلِ بْنِ عِیَاضٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع): عَنِ الْجِهَادِ سُنَّهٌ أَمْ فَرِیضَهٌ فَقَالَ الْجِهَادُ عَلَى أَرْبَعَهِ أَوْجُهٍ فَجِهَادَانِ فَرْضٌ وَ جِهَادٌ سُنَّهٌ لَا یُقَامُ إِلَّا مَعَ الْفَرْضِ فَأَمَّا أَحَدُ الْفَرْضَیْنِ فَمُجَاهَدَهُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهَادِ وَ مُجَاهَدَهُ الَّذِینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ فَرْضٌ وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّهٌ لَا یُقَامُ إِلَّا مَعَ فَرْضٍ فَإِنَّ مُجَاهَدَهَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلَى جَمِیعِ الْأُمَّهِ وَ لَوْ تَرَکُوا الْجِهَادَ لَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ وَ هَذَا هُوَ مِنْ عَذَابِ الْأُمَّهِ وَ هُوَ سُنَّهٌ عَلَى الْإِمَامِ وَحْدَهُ أَنْ یَأْتِیَ الْعَدُوَّ مَعَ الْأُمَّهِ فَیُجَاهِدَهُمْ وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّهٌ فَکُلُّ سُنَّهٍ أَقَامَهَا الرَّجُلُ وَ جَاهَدَ فِی إِقَامَتِهَا وَ بُلُوغِهَا وَ إِحْیَائِهَا فَالْعَمَلُ وَ السَّعْیُ فِیهَا مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ لِأَنَّهَا إِحْیَاءُ سُنَّهٍ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ سَنَّ سُنَّهً حَسَنَهً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْ‏ءٌ. (الکافی، ج‏۵، ص ۹).

[۱۴] . وَ رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ ص‏ أَنَّهُ قَالَ: لِلْجَنَّهِ بَابٌ یُقَالُ لَهُ بَابُ الْمُجَاهِدِینَ یَدْخُلُونَ مِنْهُ وَ أَنَّ الْمَلَائِکَهَ تَتَرَحَّبُ بِهِمْ وَ أَهْلُ الْجَمْعِ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِمْ بِمَا أَکْرَمَهُمُ اللَّهُ وَ أَعْظَمُ الْجِهَادِ جِهَادُ النَّفْسِ‏ لِأَنَّهَا أَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ رَاغِبَهٌ فِی الشَّرِّ مَیَّالَهٌ إِلَى الشَّهَوَاتِ مُتَثَاقِلَهٌ بِالْخَیْرَاتِ کَثِیرَهُ الْآمَالِ نَاسِیَهٌ لِلْأَهْوَالِ مُحِبَّهٌ لِلرِّئَاسَهِ وَ طَالِبَهٌ لِلرَّاحَهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّی‏. (إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی)، ج‏۱، ص ۹۸).

[۱۵] . المحاسن، ج‏ ۱، ۲۹۲، ص ۴۷٫

[۱۶]. دیوان اشعار نویسنده.

[۱۷]. بقره / ۱۴۸٫

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *