۴ـ دین ایمان و معنویت

۴ـ دین ایمان و معنویت

امروز جهان پر آشوب ما، برای رفع نگرانی ها و دغدغه های فراوان، بیش از هر زمانی به ایمان و معنویت نیازمند است.

این نیاز مبرم، از نظر متخصصان و برگزیدگان علمی دنیا پنهان نیست. تا آنجا که، از معنویت و ایمان به عنوان یک استراتژی مهم کاربردی و تأثیر گذار، در فرآیند درمان مشکلات فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسیِ جوامع بهره گیری می‌شود.

بعد معنوی، یکی از اصلی ترین ابعاد وجودی بشر می باشد و نیازهای معنوی، به مراتب مهمتر از نیازهای مادی است. تقویت نیازهای روحی و تأمین بهداشت روانی، با توجه به ارتقاء بعد معنوی بشر امکان پذیر می باشد. بدین روی، در اسلام به این اساسی ترین نیاز بشر، عنایت ویژه ای مبذول گشته است و دین خدا به نیکوترین وجه، متکفّل تأمین غذای معنویت در جانها می باشد.

برای این که اهمیت «ایمان» و «معنویت» بهتر تبیین شود و علت تأکید اسلام بر این موضوع آشکارتر گردد، بد نیست مقداری به واکاوی این دو واژه بپردازیم.

ایمان از ریشۀ «أمن» مشتق شده و ضد «خوف»[۱] است و در اصل، به معنیِ سکون و آرامش و برطرف شدن وحشت و اضطراب می­با­شد. ایمان به چیزی، به معنی حصول سکون و آرامش نسبت به آن چیز است.[۲] پس، مؤمن کسی است که به حق ایمان داشته باشد و با آن، قلبش مطمئن و آرام و بى ‏اضطراب باشد و خودش، یا دیگری را در امن و آرامش قرار ­دهد.

ایمان، بارقه­ ای ملکوتى، نوعى باور و خودآگاهى در برابر فطرت الهى و پاسخ به نداى وجدان است. به عبارتی دیگر، ایمان نوعى احساس وجدانى، یافتن و باور داشتن است و سبب حیات و نشاط توأم با سکون و آرامش برای قلب می­ گردد و روح را تجلیگاه تابش فروغ تابناک خود می­ سازد.

هُوَ الَّذی أَنْزَلَ‏ السَّکینَهَ فی‏ قُلُوبِ‏ الْمُؤْمِنینَ‏ لِیَزْدادُوا إیماناً مَعَ إیمانِهِم‏.[۳]

«اوست آن کس که در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانى بر ایمان خود بیفزایند».

ایمان، به مانند درخت تنومندی که ریشه در قلب دارد، شاخ و برگ و ثمرات آن، در عمل و رفتارِ انسان ظاهر می­شود و شگفتی می­آفریند. نیز می­توان گفت: ایمان چون خونی که از قلب سرچشمه می­گیرد، در همۀ بخش­ها و اعضای وجود آدمی به جریان می­افتد و آنها را شاداب نگاه می­دارد. نتیجۀ این فرآیند، در شکل رفتار و اخلاق حسنه آشکار شده، زندگی را معنا دار می نماید. لذا، باید سر چشمه‌ی ارزش ها و رفتارهای اخلاقی را در ایمان آدمیان جستجو کرد.

«عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السّلام): الْإِیمَانُ مَا اسْتَقَرَّ فِی الْقَلْبِ وَ أَفْضَى بِهِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَدَّقَهُ الْعَمَلُ بِالطَّاعَهِ لِلَّهِ وَ التَّسْلِیمِ لِأَمْرِه».‏[۴]

«از امام کاظم (علیه السّلام) فرمود: ایمان در قلب استقرار یافته و آنرا به سوی خدا می­برد و عمل توأم با طاعت الهی و تسلیم امر خدا، تصدیق کنندۀ آن است».

معنویت، که از ایمان سرچشمه می‌گیرد، حالتی قدسی است که  همۀ رفتارهای دینی، ارزش های اخلاقی و عرفانی را در بر می گیرد و به عنوان منبع انرژی در معنا بخشی به زندگی قلمداد می‌شود. «معنویت» از ماده «عنی یعنی، معنی» است، یعنی: آنچه از لفظ اراده می شود.

توضیح اینکه:  لفظ، همیشه نمایندۀ معنا است و حقیقت و اصل هر چیزی، معنای آن چیز است. هر گاه بخواهیم حقیقت چیزی را بیان نماییم، آن را در قالب لفظی که برای آن معنا وضع شده بیان می کنیم.

 پس لفظ، ظاهر و معنی، باطن است و لفظ، اشاره و علامت است، که ذهن را متوجه حقیقت یک چیز می‌کند. الفاظ بدون معنی، بیهوده اند و ارزشی ندارند. هیچ گاه لفظِ شیرینی، کام را شیرین نمی کند. واژۀ عدالت، شجاعت، نور، علم و سایر الفاظِ زیبا، اگر از معنا تهی باشند، لذّت و ارزش و اثری ندارند (با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود).

نام فروردین نیارد گل به باغ      شب نگردد روشن از اسم چراغ

وقتی از معنویت سخن می گوییم، مقصودمان این است که این عالم مادّی ظاهری دارد، که مانند الفاظِ کلمات است و یک باطن دارد، که آن، اصل و حق است. باید از این پوستۀ ظاهر دنیا گذشت و به مغز نایل شد، تا حقایق دست یافتنی شود.

چشم دل باز کن که جان بینی     آن چه نا دیدنی است آن بینی

دین و ایمان و معنویت، سه عنصر به هم پیوسته و گره خورده‌اند، تا آنجا که گاهی این سه واژه به یک معنی بکار می روند و مفهوم واحدی را در ذهن متبادر می سازند.

اسلام یک دین سخت و زبر و خشک نیست، بلکه یک آیین گرم و لطیف و نرم است. لطافت و طراوت و حرارت این مکتبِ پویا، با ایمان و معنویتِ موجود در آن تأمین گشته است. اسلام به سان یک حقیقت زنده و موجود دارای حیات، با طرف داران خود برخورد می کند و همگان را در آغوش معنوی خویش گرم و شاداب می کند.

اسلام، تنها یک پیکر نیست، که در قالب یک سری تعالیم لفظی و دستوری ظاهر شده باشد، بلکه این دین، دارای روح و معنویتی است که در عمق جان انسان ها نفوذ می کند و آنان را متحوّل می سازد. پیروان راستین این مکتبِ زندگی ساز، در اثر پای بندی و عمل به مقررات اسلام، چنان آرامش و نشاطی را در درون خویش احساس می کنند، که هیچ گاه با بیان و زبان قابل وصف نیست.

ایمان و معنویت دین اسلام، آثار گران بهایی به ارمغان می آورد، که برخی از این دست آوردها را می توان چنین شمارش کرد:

  • ایجاد آرامش و اطمینان در زندگی
  • لذّت بخشی به رفتار و کردار انسان ها
  • تقویت صبر و مقاومت در برابر مشکلات و سختی ها
  • زنده نگاه داشتن روحیۀ گذشت و ایثار و شجاعت و شهامت
  • اصلاح ادب و اخلاق مردمان
  • هدفمندی و نظام بخشی به حیات بشر
  • تأمین سلامت و بهداشت روح و روان
  • رهایی از سرگردانی و بیهودگی در کارها
  • فهم معنای زندگی و جلوگیری از پوچی و نا امیدی و سردرگمی
  • وحدت گرایی و ایجاد روح جمعی و هم دلی و هم گرایی در جامعه
  • تسلط بر نفس و غلیه بر هوا و هوس و…

نیروی ایمان و معنویت، همزمان در دو جبهه تأثیر گذار می ­شوند، یعنی: هم اثر مثبت دارند و هم اثر منفی.

تأثیر مثبت آنها بر رفتار و صفات نیک اخلاقی است. جهت گیریِ آنها در این جبهه، بذر نیکی­ ها را پرورش می­ دهد، گل­ های صداقت و پاکی را در وجود انسان شکوفا می­کند و فضیلت ها و اخلاق حسنه را بارور می­ گرداند.

اثر منفی آن بر رفتار و کردار ناپسند است که در این بُعد، آفت­ها و خارهای راه زندگیِ هدفمند را می­سوزاند و رذیلت ها و اخلاق سیّئه را ریشه­ کن می­ نماید.

پیشوای دانش و بینش، حضرت صادق (ع) تأثیر ایمان را در زندگی دین مدارانۀ مردمان، این گونه پرشور ترسیم می فرمایند:

إِنَّ الْمُؤْمِنَ‏ أَشَدُّ مِنْ‏ زُبَرِ الْحَدِیدِ إِنَّ الْحَدِیدَ إِذَا دَخَلَ النَّارَ لَانَ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْ قُتِلَ وَ نُشِرَ ثُمَّ قُتِلَ وَ نُشِرَ لَمْ یَتَغَیَّرْ قَلْبُهُ.[۵]

شنو این حـدیث و  بشو  با خبر     که مؤمن ز آهن بود سخت تر

که آهن به آتش چو افکنده شد     تغیــّر پـذیر  و دگـرگـونه  شد

ولی جان  مؤمـن گر آتش زنند      سپس زنـده و  باز  او را کشند

شکست  و زبونی و  اندوه و آه      نیابد به قلب و  دلش هیچ راه[۶]

لازم است بدانیم که ایمان، جز با عمل تقویت نمی شود. چنانکه امیرالمؤمنین (ع) در نهج‌البلاغه اعمال صالح را زاینده و رویندۀ ایمان معرفی می کنند و می فرمایند:

بِالصَّالِحَاتِ یُسْتَدَلُ‏ عَلَى‏ الْإِیمَانِ‏.[۷]

یُسْتَدَلُ‏ عَلَى‏ الْإِیمَانِ‏ بِکَثْرَهِ التُّقَى وَ مُلْکِ الشَّهْوَهِ وَ غَلَبَهِ الْهَوَى.[۸]

راه  ایمـان  گر گزیـدی ای پسـر

راحـت  دنیـا نمـا بیـرون  ز سـر

راه ایمـان  نی ره  تـن پروریست

راه  فـریاد و عــدالت  گستریست

 جـان خـود  آمـاده‌ی  پیـکار کن

ضعف وسستی ریشه زن ازبیخ وبُن[۹]

یکی از اصلی ترین علّت سفارش اولیای دین بر قرائت قرآن و خواندن دعاهای وارده از سوی معصومین (ع) این است که، خواندن آیات و ادعیه، از بهترین و زیبا ترین راهکارهای ایمان افزایی و معنویت بخشی برای وجود انسان است. آدمی با خواندن آیات قرآن و دعاهای لطیف و پر مغز، به عالم معنا پرواز می کند، از مُلک رها شده به ملکوت دست می یابد، پوستۀ ظاهر خاکی را می شکافد و باطن هستی را وجدان می نماید، ارتباط بین زمین و آسمان برقرار می گردد. انسان با دعا، از ظلمت خارج و به سوی نور رهنمون می شود و نشاط می یابد (یخرجهم من الظلمات الی النور).

قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُم‏.[۱۰]

«بگو: اگر دعایتان نبود، پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‏کرد».

از امام صادق (ع) در بارۀ تأثیر شگرف و کارساز دعا چنین نقل شده است:

عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّکُمْ لَا تَقَرَّبُونَ بِمِثْلِهِ.[۱۱]

«بر شما باد به دعا کردن، زیرا که هیچ وسیله ای مانند دعا موجب قرب معنوی شما نمی گردد».

در دعا سه حالت اتفاق می افتد، که در هر سه حالت، موجب معنویت افزایی و قرب معنوی می‌شود:

  • به هر حال، دعا کننده به خواستش می رسد و مشروط به دعا نیست؛ در این صورت، دعا سبب قرب معنوی به خدا می گردد.
  • روا شدن حاجت، مشروط به دعا است؛ در این صورت، نتیجۀ دعا، هم رسیدن به مطلوب و هم تقرب به خداست.
  • روا شدن حاجت بنده در دنیا به صلاحش نیست؛ در این صورت نیز، دعا دو ثمره دارد: یکی تقرب به خدا و دیگری، عوض آن، جبران و عطای چندین برابر در آخرت.

حال باید هر آزاد اندیشی، به ویژه مسلمانان و پیروان اهل بیت رسول خدا (ص) از خود بپرسند، که چرا خویش را از آثار و برکات سرشار و بی پایان این چشمۀ جوشان ادعیه و زیارات محروم می‌کنند و از این گنجینۀ ذخّار و بی بدیل معرفت و معنویت بهره نمی برند؟ آیا هیچ لذّتی با لذّت معنوی و دل پذیرِ حاصل از دعا و ارتباط با خدا قابل مقایسه است؟…

پس چرا غافلیم؟!

بزرگترین مشکل و مانع در جهت حفظ هویت واقعی و لذّت بردن از فضای معنوی حاکم بر دل انسان، وجود تمایلات نفسانی تحریک شده و افراطی و دنباله روی از شیطان است. خودبینی، غرور، شهوات، تجمل گرایی، دنیا زدگی، حسادت، غیبت و… سایر رذیلت های اخلاقی،  مهمترین عوامل سقوط انسان از آسمان ایمان و معنویت است.

بنابراین، برای تقویت ایمان و معنویت، باید عمل را تقویت نمود و عمل نیز تقویت نخواهد شد مگر به واسطه‌ی انجام واجبات و ترک محرمات؛ انجام واجبات، از طریق توکّل و ترک محرمات، به واسطه‌ی دوری از دنیا پرستی حاصل می شود. بدیهی است، مداومت بر واجبات و به خصوص توجه ویژه به دعا و نماز، بهترین راهکار عملی برای تقویت ایمان و معنویت است .

————————————-   برگرفته کتاب مهندسی اسلام (کتاب دوم) تألیف مهندس حنیف نیا

 

[۱] . العین ذیل امن.

[۲] . أنّ الأصل الواحد فی هذه المادّه: هو الأمن و السکون و رفع الخوف و الوحشه و الاضطراب. (التحقیق، ذیل امن).

[۳] . فتح / ۴٫

[۴] . کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۶٫

[۵] . «به راستی که مؤمن از آهن سخت تر است، اگر آهن در آتش افکنده شود، نرم می شود، ولی مؤمن، هرگاه کشته و باز زنده شود، سپس دو باره کشته و زنده شود، اعتقاد قلبی او خلل نمی یابد» (المحاسن، ج‏۱، ص ۲۵۱).

[۶] . دیوان اشعار نویسنده.

[۷] . «با اعمال صالح، انسان، به ایمان رهنمون می گردد» (عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، ص ۱۸۸).

[۸] . «به زیادی تقوا و کنترل شهوت و غلبه بر هوا و هوس، به سوی ایمان راهنمایی می شود» (همان، ص ۵۵۲).

[۹]. دیوان اشعار نویسنده.

[۱۰] . فرقان / ۷۷٫

[۱۱] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص۴۶۷٫

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *