۱ـ دین اخلاص

مهندسی ویژگی ها و امتیازات اسلام

۱ـ دین اخلاص

Image084

آنگاه که در حین تفرّج، به جنگل انبوه و با شکوهی برخورد می کنید، در گوشۀ این جنگل سر سبز چشمتان به کاخی بسیار مجلّل و با شکوه می افتد که هوش از سرتان می پرد. زیبایی این ساخنمان شگفت، شما را به فکر فرو می برد و از این همه هنر و دقّت که در ساخت آن می بینید، به دو نکتۀ مهم پی می برید.

اولاً، نمی توانید بپذیرید که این ساختمان خود به خود درست شده باشد و سازندۀ زبر دست و ماهری نداشته باشد.

ثانیاً، به بزرگی و عظمت سازندۀ این بنای شکوهمند مطلع می‌شوید و اعتراف می کنید که این بنای پیچیده و بی نظیر، کار یک معمار و سازندۀ توانایی است که با درایت و تدبیر خود این کاخ را ایجاد کرده است.

حال، اگر بر مبنای یک قاعدۀ عقلی و پذیرفته شدۀ بدیهی و همگانی، از اثر به مؤثر، از پدیده به پدید آورنده و از مصنوع به صانع آن پی می بریم، پس چگونه می توان پذیرفت که پدیدۀ فوق‌العاده دقیقی چون دین اسلام، که به سان کاخ با عظمت و شکوهمندی برای سکونت و زندگی بنا شده، پدیدآورنده ای نداشته باشد و اثر درخشان و بی نظیری چون آموزه های این مکتب جاودانی، بی مؤثر و بدون آفریننده باشد؟! نیز، چگونه می توان از این همۀ نظم و هندسه ریزی جامع نگرانه و خردمندانه، که در قوانین روح بخش مکتب اسلام نهفته، به مهندس خبیر، صانع حکیم و معمار علیم آن اعتراف نکرد؟!

با اندک اندیشه می توان دریافت، که سازندۀ کاخ رفیع دین، یک فرد معمولی و عادی نیست و مهندس آن نمی تواند انسان باشد. بلکه سازنده و مهندس طرّاح آن غیر بشر و خدای خالق هستی است، که با علم و قدرت بی پایان، توانسته چنین کاخ با عظمت و شگفتی را احداث نماید.

بر شمردن همۀ ویژگی های اسلام کار دشواری است، زیرا این آیین نورانی، حدّاقلّ به تعداد تک تک دستورات و آموزه هایش دارای امتیازات است. آن چه در پی می آید، فقط برخی از امتیازات دین حیات بخش و مترقی اسلام است. تبیین و مهندسی هر یک از این ویژگی ها، آن گونه که شایسته است، به کتاب قطوری نیاز دارد، که برای جلوگیری از اطالۀ کلام، خلاصه گونه، به چند مورد کلّی اشاره می شود.

 

 

 

۱ـ دین اخلاص

اخلاص، به معنی تهذیب، تنقیه و تصفیه هر چیز از هر ناخالصی و خلط و شائبه می باشد[۱]. در بیان قرآن، اخلاص به معنای تصفیۀ روح از هر نوع پیرایۀ غیر الهی است. اخلاص دارای دو مرحله می باشد: مرحلۀ نیّت و مرحلۀ عمل. یعنی: هم باید قلب از هر انگیزه و داعی غیر خدا مصون بماند و هم آدمی در حین عمل، جز رضای خدا را نطلبد.[۲]

در اسلام، بر اخلاص در کارها تأکید ویژه ای به عمل آمده است. به طوری که، اگر برای دین ابتدا و انتهایی در نظر بگیریم، ابتدای آن «تسلیم» و انتهای آن «اخلاص» می باشد.[۳] هر عملی که با اطاعت و تسلیم در برابر خالق هستی آغاز نگردد و با نیت پاک و خالص فرجام نیابد، پذیرفتنی نیست.

کار بدون اخلاص، آفت زده و آلوده است و عمل کننده را به نتیجه نمی رساند[۴]. اخلاص، کلید پذیرش و ارزش اعمال است. تا آنجا که عمل غیر خالصانه، شرک محسوب می شود. چنانکه از امام صادق (ع) نقل شده، که خداوند عزوجل می فرماید:

«من شریک خوبی هستم. هرکس دیگری را با من در عملی شریک سازد، از او قبول نمی کنم، مگر این که آن را برای من خالص کند»[۵].

عمل خالصانه، هر چند اندک باشد، بسیار ارزشمند است. از پیشوای صادق دین، حضرت جعفر بن محمد (ع) نقل است که فرمودند:

«پروردگار شما رحیم است و به عمل اندک راضی است، وقتی که بنده ای، دو رکعت نماز گذارد و آن را خالصانه برای خدا قرار دهد، یا یک درهم برای رضای خدا صدقه بدهد، به همین مقدار قلیل، خداوند او را وارد بهشت می کند».[۶]

در قرآن، تمامی رفتارهای عزت بخش و مورد پذیرش الهی، با عنوان «عمل صالح» یاد شده است. چنانکه می خوانیم:

مَنْ کانَ یُریدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمیعاً إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ.[۷]

«آن که جویای عزّت است، پس همۀ عزّت­ها با خداست. کلام پاکیزه به سوی او صعود می کند و عمل صالح، درجه­اش را بالا می­برد».

با این حال، «عمل صالح» که عنوان کلّی همۀ اعمال خداپسندانۀ آدمی است، اگر با نیّت خالص همراه نباشد و با آن رنگ نگیرد، مقبول نیست و پاداشی ندارد. در واقع، اعمال و کردار صالح انسان، با اخلاص و نیت پاکِ بندگان صبغۀ الهی پیدا می کند و بالا می رود و به اوج قرب الهی، که هدف خلقت است رهنمون می سازد.

اینکه در اسلام، فراوان، به نیت و قصد قربت در کارها توصیه گشته و نیّت مؤمن بهتر از عملش شناخته شده[۸]، نیز، شرافت اعمال به نیّت گره خورده[۹]، به دلیل این است که بندگان، از هر گونه شرک و ریا مصون بمانند. زیرا، همان گونه که حقیقت انسان به روح اوست و اگر در کالبد جسم، روح نباشد، بدن فرسوده و خاک می شود، عملِ بدون اخلاص هم، چون پیکرِ بدون روح، می پوسد و ارزشی ندارد. شیطان هم سوگند یاد کرده، که غیر مخلصین را گمراه کند.‏[۱۰]

قرآن کریم می فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ‏ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُون‏.[۱۱]

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید، تقوای الهی داشته باشید و هر کسى باید بنگرد که براى فرداى خود چه فرستاده است و باز، تقوا پیشه کنید! که خدا به آنچه مى‏کنید آگاه است».

بر اساس بیان معصومین (ع)، تقوای اوّل در این آیه، ناظر به اصل انجام اعمال است و امر به تقوا در مرتبۀ دوّم، به کیفیت عمل و خلوص داشتن دلالت می کند. یعنی: صِرف انجام عمل مهم نیست، بلکه حفظ عمل ایمانی از هر گونه ریا و تظاهر مهم است.

إِنَّ الْمُرَائِیَ یُدْعَى یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِأَرْبَعَهِ أَسْمَاءٍ یَا کَافِرُ یَا فَاجِرُ یَا غَادِرُ یَا خَاسِرُ حَبِطَ عَمَلُکَ وَ بَطَلَ أَجْرُکَ وَ لَا خَلَاقَ لَکَ الْیَوْمَ فَالْتَمِسْ أَجْرَکَ مِمَّنْ کُنْتَ تَعْمَلُ لَهُ.[۱۲]

«آدم ریا کار را در روز قیامت به چهار نام صدا می زنند: ۱ـ ای کافر ۲ـ ای فاجر ۳ـ ای حیله باز ۴ـ ای زیان کار! عمل تو تباه شد و پاداشت نابود گشت و امروز بهره ای برایت نیست. پس، مزد خویش را از همان کسی بخواه که برایش عمل می‌کردی!».

رعایت اخلاص در هر کاری و هر حالی، از لوازم قطعی امور می باشد و هیچ عملی نباید از آن خالی باشد. چنان که، علی (ع) می فرماید:

الْزَمِ الْإِخْلَاصَ‏ فِی السِّرِّ وَ الْعَلَانِیَهِ وَ الْخَشْیَهَ فِی الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَهِ، وَ الْقَصْدَ فِی الْفَقْرِ وَ الْغِنَى وَ الْعَدْلَ فِی الرِّضَا وَ السَّخَطِ.[۱۳]

«با اخلاص همراه باش! در پنهان و آشکار، در هنگام ترس، در غایب و حاضر بودن، در فقر و ثروت، در عدل ورزیدن، در رضا و غضب».

سفیان بن عُیَینَه گوید: امام صادق (ع) راجع به قول خدای تعالی، «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ‏ أَحْسَنُ‏ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُور»[۱۴] فرمود: مقصود از عمل صالح، عمل «بیشتر» نیست، بلکه عمل «بهتر» و درست ‏تر است و درستى کار، به ترس از خدا و داشتن قصد نیک و نیّت صحیح بستگى دارد. سپس فرمود:

الْإِبْقَاءُ عَلَى‏ الْعَمَلِ‏ حَتَّى‏ یَخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ وَ الْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِی لَا تُرِیدُ أَنْ یَحْمَدَکَ عَلَیْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ…[۱۵]

«عمل را تا به پایان خالص نگاه داشتن، سخت تر از خود عمل است و عمل خالص آن است، که نخواهى کسى جز خداى بزرگ تو را براى آن ستایش کند».

با سیر کوتاهی در کلمات گهر بار امامان معصوم (ع) جایگاه اخلاص در کارها به خوبی روشن می شود و این بیانات دل نشین، اهل خرد و دانش را از هر سخن دیگری بی نیاز می سازد. پس، خوب است از این فرامین نورانی بهره ببریم و با تکرار آنها، مشام جان را به عطر دل انگیز کلام پیشوای ایمان و اخلاص، حضرت علی (ع) معطّر سازیم و از آن امام عزیز اخلاص عمل بیاموزیم که فرموده است:

الْإِخْلَاصُ‏ غَایَهُ الدِّینِ. الْإِخْلَاصُ‏ ثَمَرَهُ الْیَقِینِ. الْإِخْلَاصُ‏ عِبَادَهُ الْمُقَرَّبِینَ. الْإِخْلَاصُ‏ أَعْلَى فَوْزٍ. الْإِخْلَاصُ‏ مِلَاکُ الْعِبَادَهِ. الْإِخْلَاصُ‏ أَشْرَفُ نِهَایَهٍ. الْإِخْلَاصُ‏ ثَمَرَهُ الْعِبَادَهِ. الْإِخْلَاصُ‏ خَطَرٌ عَظِیمٌ حَتَّى یَنْظُرَ بِمَا ذَا یُخْتَمُ لَهُ. الْإِخْلَاصُ‏ شِیمَهُ أَفَاضِلِ النَّاسِ. الْإِخْلَاصُ‏ أَعْلَى الْإِیمَانِ. خَیْرُ الْعَمَلِ مَا صَحِبَهُ الْإِخْلَاصُ‏. عِنْدَ تَحَقُّقِ الْإِخْلَاصِ‏ تَسْتَنِیرُ الْبَصَائِرُ. فَضِیلَهُ الْعَمَلِ الْإِخْلَاصُ‏ فِیهِ. مِنْ کَمَالِ الْعَمَلِ حُسْنُ الْإِخْلَاصِ‏ فِیهِ. غَایَهُ الْیَقِینِ الْإِخْلَاصُ‏. مَنْ لَمْ یَصْحَبِ الْإِخْلَاصُ‏ عَمَلَهُ لَمْ یُقْبَلْ. مِلَاکُ الْعَمَلِ الْإِخْلَاصُ‏ فِیهِ. مَعَ الْإِخْلَاصِ‏ تَرْفَعُ الْأَعْمَالُ. یَحْتَاجُ الْإِیمَانُ إِلَى الْإِخْلَاصِ‏.[۱۶]

«نقل است که: وقتی حضرت آدم به زمین فرود آمد، وحشی های صحرا به حضورش آمده، سلام دادند و خوش آمد گفتند. آن بزرگوار نیز به هر جنس از آن ها آن چه لایق بودند، دعا نمود. از جمله طایفه ای از آهو به خدمتش آمدند و در حق ایشان هم دعا فرمود ودست مبارک برپشت آن ها کشید. در همان ساعت از آن ها بوی مشک ظهور نمود. طایفۀ دیگر از آهو، ازآن ها سبب رایحۀ خوش را پرسیدند، جواب دادند: پیغمبرخدا آدم (ع) به زمین آمده، برای خوش آمد گویی رفتیم و ایشان هم به ما محبت فرمود. آن ها نیز با کمال عجله شرفیاب شدند، در حق آن ها هم لطف کرد و دست مبارک برپشت ایشان کشید، ولی اثری از عطر ظهور ننمود. برگشتند و به رفقای خود گفتند: عجب است!، ما نیز به حضور آدم (ع) رفتیم، پشت ما را مسح کرد ولی اثری ظاهر نشد! آن ها گفتند: نَحنُ زَرناهُ لِلّه و أنتُنَّ زُرتموهُ لاَجلِ المِسک. ما خالصانه، برای خدا به دیدار او رفتیم، ولی شما به خاطر خوشبو شدن نزد او رفتید».[۱۷]

لذا اگر می بینیم، خیلی وقت ها تلاش ما اثر نمی گذارد و از اعمالمان مُشکی متصاعد نمی‌شود، باید یکی از مهم ترین دلایل آن را در غیر خالصانه بودن آن اعمال جستجو کنیم.

طبق گزارش ابو بصیر، که یکی از شاگردان و یاران زبدۀ امام صادق (ع) است، آن امام هُمام و پیشوای عالی مقام فرمود:

«روز قیامت، بندۀ نماز گزاری را حاضر می کنند که می گوید: خدایا! من برای رضای تو نماز خواندم. به او گفته می شود: تو نماز خواندی که بگویند: چه نماز خوبی می خواند! به سوی جهنم ببریدش. آن گاه بنده ای را می آورند که جهاد کرده و می گوید: خدایا! من برای رضای تو جهاد کردم. به او گفته می شود: بلکه تو جهاد کردی که بگویند: فلانی چه شجاع است! او را به سوی جهنم ببرید. سپس بنده ای را حاضر می کنند که قرآن آموخته و می گوید: خدایا! من برای رضای تو قرآن آموختم. گفته می شود: تو قرآن آموختی که مردم بگویند: چه صوت خوبی دارد! به سوی جهنم ببریدش. آن گاه بنده ای را می آورند که از مالش انفاق نموده و می گوید: خدایا! مالم را برای رضای تو انفاق کردم. به او گفته می شود: بلکه، مالت را انفاق کردی که بگویند: فلانی چه سخاوتمند است! او را به آتش ببرید».[۱۸]

مرحوم مجلسی، در مجموعۀ گران سنگ بحار الانوار، ­روایتی را از کتاب مصباح ­الشّریعه نقل­می­کند، که بخشی از آن چنین است:

صَاحِبُ النِّیَّهِ الْخَالِصَهِ نَفْسُهُ وَ هَوَاهُ مَقْهُورَتَانِ تَحْتَ سُلْطَانِ تَعْظِیمِ اللَّهِ وَ الْحَیَاءِ مِنْهُ وَ هُوَ مِنْ طَبْعِهِ وَ شَهْوَتِهِ وَ مَنِیَّتِهِ نَفْسُهُ مِنْهُ فِی تَعَبٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِی رَاحَهٍ.[۱۹]

«دارندۀ نیت خالص، خودش و خواسته­هایش تحت تأثیر عظمت خدا و شرم از اوست. خودش با همۀ خواسته­ و میل­های نفسانی­اش در سختی می­باشد، لیکن مردم از او در راحتی به سر می­برند».

چه زیبا خدای متعال، در قالب دستورات دینش، راه قصد قربت و اخلاص در امور را به آفریدگانش آموخته و فرموده است:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِ‏ وَ الْأَذى‏ کَالَّذی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ.[۲۰]

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید، صدقه‏هاى خود را با منّت و آزار، باطل مکنید، مانند کسى که مالش را براى خودنمایى به مردم، انفاق مى‏کند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارد. پس مَثَلِ او همچون مَثَلِ سنگ خارایى است که بر روى آن، خاکى نشسته‏ است و رگبارى به آن رسیده و آن سنگ‏ را سخت و صاف بر جاى نهاده است. آنان [ریاکاران‏] نیز از آنچه به دست آورده‏اند، بهره‏اى نمى‏برند و خداوند، گروه کافران را هدایت نمى‏کند».

قال رسول الله (ص) : الْعُلَمَاءُ کُلُّهُمْ‏ هَلْکَى‏ إِلَّا الْعَامِلُونَ‏ وَ الْعَامِلُونَ کُلُّهُمْ هَلْکَى إِلَّا الْمُخْلِصُونَ وَ الْمُخْلِصُونَ عَلَى خَطَر.[۲۱]

«عالمان همگی هلاک شده اند، مگر آن که عامل باشند. عاملین همه هلاک شده‌اند، مگر مخلصون و مخلصون در خطر هستند».

خدای تعالی، الگوهای بسیار عالی و شایسته ای را در مسیر زندگی بندگان قرار داده، تا از آنان کار خالصانه را بیاموزند و به عزت دست یابند. همان الگوهای زیبایی که در برابر آن همه رنج و شکنج، هرگز به خود ضعف راه نمی دادند و برای درس گرفتن مردمان می فرمودند:

وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ‏ أَجْرِیَ‏ إِلاَّ عَلى‏ رَبِّ الْعالَمینَ.[۲۲]

«و بر این رسالت‏، اجرى از شما طلب نمى‏کنم. اجر من بر عهده پروردگار جهانیان است».

إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُورا.[۲۳]

«ما براى خشنودى خدا به شما طعام می دهیم و پاداش و تشکری از شما نمى‏خواهیم».

———————————————  منبع: کتاب مهندسی اسلام، جلد ۲ تألیف ابراهیم حنیف نیا

[۱]. و هو تنقیه الشی‏ء و تهذیبه (معجم مقاییس اللغه، احمدبن فارس).

[۲]. ثمّ انّ الإخلاص امّا فی الموضوع أو فی نفس العمل أو فی النیّه و الفکر. فالأوّل- لَبَناً خالِصاً، … إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَهٍ. و الثانی- وَ أَخْلَصُوا دِینَهُمْ لِلَّهِ‏. و الثالث- لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ‏- على وجه. و الإخلاص من العبد فی مقابل اللّه عزّ و جل: هو اخلاص النیّه من الشوائب و توحیده فی التوجّه الیه و الانقطاع عمّا سواه (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏۳، ص: ۱۰۲).

[۳] . اعْلَمْ أَنَّ أَوَّلَ الدِّینِ التَّسْلِیمُ وَ آخِرَهُ الْإِخْلَاصُ (عیون الحکم و المواعظ، ص ۷۵).

[۴]. آفَهُ الْعَمَلِ تَرْکُ الْإِخْلَاصِ‏ فِیهِ (عیون الحکم و المواعظ، ص ۱۸۱).

[۵]. أَنَا خَیْرُ شَرِیکٍ مَنْ أَشْرَکَ مَعِی غَیْرِی فِی عَمَلٍ لَمْ أَقْبَلْهُ إِلَّا مَا کَانَ لِی خَالِصا (الکافی، ج۲، ص۲۹۵ و المحاسن، ج‏۱، ص ۲۵۲).

[۶] . إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَحِیمٌ یَشْکُرُ الْقَلِیلَ إِنَّ الْعَبْدَ لَیُصَلِّی رَکْعَتَیْنِ یُرِیدُ بِهِمَا وَجْهَ اللَّهِ فَیُدْخِلُهُ اللَّهُ الْجَنَّهَ وَ إِنَّهُ لَیَتَصَدَّقُ بِالدِّرْهَمِ یُرِیدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ فَیُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّهَ (المحاسن، ج‏۱، ص ۲۵۳).

[۷]. فاطر/۱۰٫

[۸] . نِیَّهَ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ (مستدرک‏الوسائل، میرزا حسین نوری، ج ۱، ص ۹۳).

[۹] . إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیَّاتِ (تهذیب‏الأحکام، چاپ چهارم، تهران، دار الکتب الإسلامیه، سال ۱۳۶۵ش، ج ۱، ص۸۳). ‏

[۱۰]. قالَ فَبِعِزَّتِکَ‏ لَأُغْوِیَنَّهُمْ‏ أَجْمَعین، إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ (ص / ۸۲ و ۸۳).

[۱۱] . حشر / ۱۸٫

[۱۲] . معانی الأخبار، ص ۳۴۱٫

[۱۳]. عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، ص ۸۱٫

[۱۴] . تا شما را بیازماید که کدام یک کارى بهتر مى‏کنید (ملک / ۲).

[۱۵] . الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۲، ص ۱۶٫

[۱۶] . عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، صفحات ۱۷ به بعد.

[۱۷]. رنگارنگ ج۲ ص۴۸۴

[۱۸] . یُجَاءُ بِعَبْدٍ یَوْمَ الْقِیَامَهِ قَدْ صَلَّى فَیَقُولُ یَا رَبِ‏ صَلَّیْتُ‏ ابْتِغَاءَ وَجْهِکَ فَیُقَالُ لَهُ بَلْ صَلَّیْتَ لِیُقَالَ مَا أَحْسَنَ صَلَاهً اذْهَبُوا بِهِ إِلَى النَّارِ وَ یُجَاءُ بِعَبْدٍ قَدْ قَاتَلَ فَیَقُولُ یَا رَبِّ قَاتَلْتُ ابْتِغَاءَ وَجْهِکَ فَیُقَالُ لَهُ بَلْ قَاتَلْتَ فیقال [لِیُقَالَ‏] مَا أَشْجَعَ فُلَاناً اذْهَبُوا بِهِ إِلَى النَّارِ وَ یُجَاءُ بِعَبْدٍ قَدْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ فَیَقُولُ یَا رَبِّ تَعَلَّمْتُ الْقُرْآنَ ابْتِغَاءَ وَجْهِکَ فَیُقَالُ لَهُ بَلْ تَعَلَّمْتَ لِیُقَالَ مَا أَحْسَنَ صَوْتَ فُلَانٍ اذْهَبُوا بِهِ إِلَى النَّارِ وَ یُجَاءُ بِعَبْدٍ قَدْ أَنْفَقَ مَالَهُ فَیَقُولُ یَا رَبِّ أَنْفَقْتُ مَالِی ابْتِغَاءَ وَجْهِکَ فَیُقَالُ لَهُ بَلْ أَنْفَقْتَهُ لِیُقَالَ مَا أَسْخَى فُلَاناً اذْهَبُوا بِهِ إِلَى النَّارِ (الزهد، ص ۶۳ و بحار الانوار، ج ۷، ص ۱۸۱).

[۱۹] . بحار الانوار، مجلسی، ج۶۷، ص۲۱٫

[۲۰] . بقره / ۲۶۴٫

[۲۱]. مجموعه ورام، ج۲، ص۱۱۸

[۲۲] . الشعراء / ۱۰۹ و ۱۲۷٫

[۲۳] . الانسان / ۹٫

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *