پلان طبقه رفتاریات

Imam_mahdi_Montazar_0073w.

پلان طبقه رفتاریات

پلان طبقۀ سوم دین اسلام، شامل بخش احکام عملی است، یعنی: مسائل مربوط به کار و عمل خارجی و جوارحی، از قبیل:

نماز، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، بیع، اجاره، نکاح، دیه، تقسیم ارث و غیره. رسالۀ عملیۀ مراجع تقلید، متولّی بیان و شرح اجزاء و قسمت های مختلف این طبقه می باشد. مرجع تقلید یا مجتهد، می کوشد با اجتهاد و استنباط احکام دینی، از منابع و مدارک اصلی آن، نظر شارع مقدس را به دست آورد و به عنوان فتوا، در اختیار مقلّدین خود قرار دهد.

این گونه احکام، که جنبۀ عملی و خارجی دارد، اجرای آن ها موجب قوام و بر پا شدن خیمۀ دین و همچنین، نشانۀ راستی آزمایی پیروان مکتب و معیار به پا بودن و بالندگی آیین محسوب می شود.

در واقع، راز علاقه مندی مردم به دینشان و میزان پای بندی آنان به عقایدشان را، باید در مقدار مقیّد بودن آنان به دستورات عملی مکتبشان جستجو نمود.

شکوه و جلوۀ کاخ دین در سایۀ عمل به این دستورات ظهور می یابد. عمل و رفتار دین داران، موجب زینت عقاید و زیبا شدن چهرۀ دین است.

از این روی، امامان معصوم شیعه (ع) پیروان خویش را بر عمل به فرامین دین توصیه فراوان کرده اند. در یک نمونه، سلمان بن مهران می گوید: بر امام صادق (ع) وارد شدم، در حالی که جمعی از شیعیان نزد آن حضرت بودند، می فرمود:

مَعَاشِرَ الشِّیعَهِ کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِیحِ الْقَوْلِ.[۱]

«ای گروه شیعه! زینت ما باشید، نه موجب ننگ و عار ما. با مردم به نیکی سخن بگویید و زبانتان را حفظ کنید و آن را از زیاده گویی و گفتار زشت نگه دارید».

دینداران، هر چه بیشتر به احکام دین خودشان عامل و مقیّد باشند، آن دین در نظر دیگران زنده تر، مترقی تر و عزیزتر جلوه می کند و جمع بیشتری را به سوی خود جذب می نماید. لذا، دعوت دیگران به سوی دین از راه عمل، بهترین روش جلب قلوب محسوب می شود. امام صادق (ع) به یک یار و شاگرد برجستۀ خویش به نام مفضل، می فرماید:

أَیْ مُفَضَّلُ قُلْ لِشِیعَتِنَا کُونُوا دُعَاهً إِلَیْنَا بِالْکَفِّ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ اجْتِنَابِ مَعَاصِیهِ وَ اتِّبَاعِ رِضْوَانِ اللَّهِ فَإِنَّهُمْ إِذَا کَانُوا کَذَلِکَ کَانَ النَّاسُ إِلَیْنَا مُسَارِعِینَ.[۲]

«ای مفضّل به شیعیان ما بگو: مردم را با خود داری از گناهان و دوری از معصیت و پیروی از رضای خدا، به حق دعوت کنند، زیرا وقتی این گونه باشند، مردم به سوی ما می شتابند».

یکی دیگر از اصحاب با وفای امام صادق (ع) به نام ابن ابی یعفور، از قول آن حضرت چنین گزارش می کند:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ کُونُوا دُعَاهً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاهَ وَ الْخَیْرَ فَإِنَّ ذَلِکَ دَاعِیَهٌ.[۳]

«حضرت صادق (ع) فرمود: مردم را به غیر زبانتان به دین دعوت کنید، تا از شما پاکدامنی و کوشش و نماز و نیکی ببینند. این است راه درست دعوت کردن».

عمل نکردن به دستورات عملی دین، موجب رکود دین می شود و آن را نا کارآمد جلوه می دهد؛ در نتیجه، بزرگ ترین ضربه را بر پیکر آن وارد می سازد.

بر این اساس، قرآن و پیشوایان این مکتب جاودانی، پیروان خویش را به عمل و رفتار دعوت کرده اند و از گفتار بدون عمل، به شدت نهی نموده اند. تا جایی که، عالِم بدون عمل مورد سرزنش فراوان قرار گرفته و ارزشمندی دانش، منوط به این دانسته شده که عمل به دنبال داشته باشد[۴]. نیز عالمان بدون عمل، چون درخت بی ثمر[۵] و رود بی آب معرفی شده اند.

بنابر این، عمل به فرامین دینی، راز نتیجه بخشی سایر معارف عقیدتی و علامت قطعی دین داری حقیقی است. فقه اصغر (احکام عملی)، گرچه از نظر رتبه و درجه، بعد از فقه اوسط (اخلاق) و فقه اکبر (عقاید) می باشد و جایگاهش پایین تر از این دو است، ولیکن، به لحاظ موقعیت، مؤَیّد آن ها و محک ریشه دارتر بودن و استحکام آن دو لایۀ دیگر دین خدا می باشد.

 

 

 

نمایش عمل گرایی اسلام

در یک نگاه مهندسی به اسلام، پی می بریم که این مکتب بزرگ آسمانی، پیش و بیش از آن که یک دین «قول گرا» باشد، یک دین «عمل گرا» است و قبل از آن که بر «نظر» پافشاری کند بر «عمل» تکیه می کند. برای بهره بردن از منافع دین و تأمین آرامش در زندگی، باید عمل گرا بود، نه قول گرا.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ، کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ.[۶]

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید، چرا سخنانى بر زبان می آورید که بدان عمل نمی کنید؟. در پیشگاه خدا گناه و دشمنى بزرگیست آنچه را که مى گویید و عمل نمی کنید».

قرآن، در آیات فراوانی با آوردن عمل بعد از ایمان (آمنوا و عملوا الصالحات)، عمل محوری را به جای نظر محوری، شرط اساسی ایمان مؤمن دانسته، راه لقای الهی را به عمل و رفتار تحقق یافته می­داند. آن جا که می فرماید:

فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً.[۷]

«هر­که­ جویای­ لقای ­پروردگارش ­می باشد، البته باید عمل صالح انجام دهد».

اوج نمایش عمل گرایی اسلام را می توان در آیۀ ۹۷ سوره نحل مشاهده نمود، که خدای تعالی «حیات طیّبه» و پاداش ویژه و نیکوتر از عمل را دست آورد عملِ صالحانۀ انسان معرفی نموده است:

مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ‏ حَیاهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ.

«هر کس، از مرد یا زن، عمل نیکو کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاکیزه‏، حیاتِ حقیقى‏ بخشیم و مسلماً بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهیم داد.

امامان معصوم (ع)، با نقل بیانات سودمندی، در قالب حدیث، برعمل و رفتار نیکو تأکید ورزیده­اند و آن را شرط صدقِ ولایتمداریِ پیروانشان دانسته­اند. با ذکر نمونه، بر آنچه گفته شد شاهد می­آوریم.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: روزی من و پدرم برای رفتن به مسجد پیغمبر از خانه خارج شدیم، بین قبر و منبرِ پیامبر تعدادی از شیعه­ها جمع بودند، پدرم به آن ها سلام کرد و خطاب به آن ها فرمود:

«به خدا سوگند! من بوی شما و روح هایتان را دوست دارم، پس مرا به ورع و تلاش و کوشش در عمل یاری کنید و بدانید کسی ولایت ما نائل نمی شود، مگر به ورع و کوشش. هرکس از شما به امامی اقتدا نمود، باید به شیوۀ او عمل کند».[۸]

باز در روایت آمده است، هنگامی که خَیثَمه، یکی از یاران امام باقر (علیه السلام) برای خدا حافظی خدمت امام می رسد حضرت به همۀ دوست دارن خود چنین پیام می دهد:

«ای خَیثَمه! هر کس از دوستان ما را دیدی، سلام مرا برسان و آنها را به تقوای خدای بزرگ سفارش کن و به اینکه ثروتمند آنها به فقیرشان و توانمندشان به ضعیفشان رسیدگی کند، زندۀ آنها برای تشییع جنازۀ مردۀشان حاضر شود و اینکه در خانه­های یکدیگر به ملاقات هم بروند. زیرا دیدار آن ها با یکدیگر، باعث زنده شدن امر ما است. خدا رحمت کند بنده­ای را که امر ما را زنده کند. ای خیثمه! به دوستان ما پیغام ده که ما آن ها را از طرف خدا جز به وسیلۀ عمل بی نیاز نمی کنیم و آن ها هم جز به وسیلۀ ورع به ولایت ما نمی رسند و بیشترین حسرت را در قیامت کسانی می خورند که عدالتی را ستوده­اند، اما بر خلاف آن عمل کرده­اند».[۹]

 

 

 

عمل ظاهر نشانه پاکی باطن

بسیار اتفاق می افتد، که وقتی از عمل و پای بندی به دستورات دینی و توصیۀ دیگران به رعایت احکام شرعی سخن به میان می آید، برخی فوراً موضع می گیرند و برای فرار از دین داری و توجیه بی بند و باری های خود می گویند: دلت پاک باشد، درون و باطنت را درست کن، عمل ظاهر مهم نیست!

مثلاً وقتی می گویی: خانم! رفتارت را اصلاح کن، عفت و حجاب داشته باش، آقا! محاسنت را نتراش و ظاهرت را آراسته نگه دار و … می گویند: حجاب ظاهر است و مهم نیست، اصل باطن است، که باید پاک باشد! یا گفته می شود: ای بابا! دین که به ریش و مو بند نیست!

چنین کسانی از این حقیقت غافلند که، درست است که اسلام به ظاهر نیست، ولی اسلام، دین باطن تنها هم نیست، بلکه دین ظاهر و باطن است. نه ظاهر بدون باطن ارزشمند است و نه باطن بدون ظاهر ارزش دارد. رفتار ظاهری و عمل به دستورات دین (چه کوچک یا بزرگ) شرط لازم و لاینفک پاکی باطنی و اعتقادات است (از کوزه همان برون تراود که در اوست). نباید به بهانۀ مهم بودن عقیدۀ باطنی، از عمل و پای بندی به ظواهر احکام شریعت الهی سر باز زد.

آری، عمل خارجی، نشانۀ سلامت و قوت درون و گواه صادق پاکی دل است. اگر درون پاک باشد، اثر این پاکی باید در اعضاء و جوارح انسان ظاهر شود و رفتار او را اصلاح کند و گر نه، از کجا معلوم می شود که عقیده سالم است؟!

وانگهی، عمل ظاهری زینت عقیده و ایمان باطنی است. اصلاً، باطن زیبا، با ظاهر زیبا، زیباست. همیشه جنس زیبا وقتی مقبول می افتد که در ظاهری زیبا و مناسب عرضه گردد. اگر بهترین کالا در بسته و ظاهری نامناسب عرضه شود، خریدار زیادی ندارد. این ظاهر زیبا و دلپسند به قدری مهم است، که حتی افراد سود جو هم کالاهای نامرغوب و محصولات معیوب خودشان را در بسته های به ظاهر زیبا و فریبنده به مشتریان قالب می کنند! پس، نباید گفت، ظاهر مهم نیست.

بلی! چنانچه باطن کسی فاسد باشد، ظاهرش را هرچه آرایش کنند، ارزشی ندارد. اما، این بدان معنی نیست که ظاهر هر طور باشد مهم نیست. بلکه، بهترین باطن ها اگر در چهره ای زشت ارائه شود، مورد استقبال مناسب قرار نمی گیرد. پس عقیده و ایمان هم که امری باطنی است، باید به وسیلۀ عمل نیک مورد تقویت قرار گیرد، تا مقبول افتد و مورد پسند واقع شود.

 

 

 

برشی از وصیت نامه علی (ع)

یک برش بسیار زیبا از تعلیمات عملی اسلام را در وصیت نامۀ یگانه پیشوای راستین عدالت و انسانیت، امام علی (ع) می توان مشاهده نمود. آن امام عزیز و بزرگوار، در واپسین لحظات حیات پر برکت خویش، در این وصیت نامۀ فوق العاده درس آموز، به مسائلی می پردازد، که عمل به آن ها دردها و رنج های فردی و اجتماعی انسان ها را در همۀ زمان ها بر طرف می کند.

تقوى، اتحاد بر حق، اصلاح بین دیگران، صله رحم، رسیدگی به ایتام، عمل به قرآن، کمک به همسایگان، حج، نماز، زکات، روزه، دستگیری از فقرا، جهاد، توجه به ذرّیه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و اصحاب آن حضرت، رعایت زنان، امر به معروف، نهی از منکر، ارتباط و نیکى به یک دیگر و… از جمله موضوعاتِ توصیه شده در این گنجینۀ پر بار است.

این وصیت نامه، با کمی اختلاف در منابع معتبر و کهن شیعه مانند: الکافی، تحف العقول، من لایحضره الفقیه، نهج البلاغه و کتاب های دیگر حدیثی آمده، که به لحاظ اهمیت، در این جا، متن کامل آن از کتاب سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ به اهل اندیشه و خرد تقدیم می شود.

سلیم مى‏گوید: در وصیّت امیر المؤمنین علیه السّلام، هنگامى که به پسرش امام حسن علیه السّلام وصیّت مى‏فرمود حاضر بودم. حضرت، بر وصیّتش، امام حسین علیه السّلام و محمّد و همه فرزندانش و اهل بیت و رؤساى شیعیانش را شاهد گرفت. سپس، امیر المؤمنین علیه السّلام، کتاب ها و اسلحه را به امام حسن علیه السّلام سپرد و فرمود:

«پسرم، پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به من دستور داده به تو وصیّت کنم و کتاب ها و اسلحه‏ام را به تو بسپارم، همان گونه‏ که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به من وصیّت فرمود و کتاب ها و اسلحه‏اش را به من سپرد. آن حضرت به من دستور داده تا به تو امر کنم، که وقتى مرگت فرا رسید آن ها را به برادرت حسین بسپار».

سپس، حضرت رو به امام حسین علیه السّلام کرد و فرمود: پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به تو دستور داده، که آنها را به این پسرت بسپارى‏ و در این حال، حضرت دست نوه‏اش حضرت على بن الحسین علیه السّلام را که در سنّ کودکى بود گرفت و او را به خود نزدیک کرد و فرمود:

«پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به تو دستور داده که آنها را به پسرت محمّد بسپارى. از قول پیامبر و از قول من به او سلام برسان».

سپس، حضرت رو به پسرش امام حسن علیه السّلام کرد و فرمود:

«پسرم، تو بعد از من صاحب اختیار مردم و صاحب اختیار خون من هستى. اگر بخشیدى، حق توست و اگر کشتى، یک ضربت بجاى یک ضربت (که او به من زده است) بزن و او را قطعه قطعه مکن».

ثُمَّ قَالَ: اکْتُبْ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* هَذَا مَا أَوْصَى [بِهِ‏] عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ، أَوْصَى أَنَّهُ یَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ‏ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ‏. ثُمَ‏ إِنَّ صَلاتِی وَ نُسُکِی. وَ مَحْیایَ وَ مَماتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، لا شَرِیکَ لَهُ وَ بِذلِکَ أُمِرْتُ‏ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ.

ثُمَّ إِنِّی أُوصِیکَ یَا حَسَنُ وَ جَمِیعَ وُلْدِی وَ أَهْلَ بَیْتِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ بِتَقْوَى اللَّهِ رَبِّکُمْ، فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ‏ … وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا. فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَقُولُ: «صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّهِ الصَّلَاهِ وَ الصَّوْمِ وَ إِنَّ الْبِغْضَهَ حَالِقَهُ الدِّینِ وَ فَسَادُ ذَاتِ الْبَیْنِ»، وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ‏. انْظُرُوا ذَوِی أَرْحَامِکُمْ فَصِلُوهُمْ یُهَوِّنِ اللَّهُ عَلَیْکُمُ الْحِسَابَ‏

وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی الْأَیْتَامِ فَلَا تُغَیِّرُوا أَفْوَاهَهُمْ وَ لَا تُضَیِّعُوا مَنْ بِحَضْرَتِکُمْ‏، فَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَقُولُ: «مَنْ عَالَ یَتِیماً حَتَّى یَسْتَغْنِیَ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ بِذَلِکَ الْجَنَّهَ کَمَا أَوْجَبَ لآِکِلِ مَالِ الْیَتِیمِ النَّارَ».

وَ اللَّهَ‏ اللَّهَ‏ فِی‏ الْقُرْآنِ‏، لَا یَسْبِقُکُمْ‏ إِلَى الْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُمْ.

وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی جِیرَانِکُمْ، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَوْصَى بِهِمْ.

وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی بَیْتِ رَبِّکُمْ‏، فَلَا یَخْلُوَنَّ مِنْکُمْ مَا بَقِیتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ یُتْرَکْ‏ لَمْ تُنَاظَرُوا. وَ إِنَّ أَدْنَى مَا یَرْجِعُ بِهِ مَنْ أَمَّهُ أَنْ یُغْفَرَ لَهُ مَا قَدْ سَلَفَ.

وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی الصَّلَاهِ، فَإِنَّهَا خَیْرُ الْعَمَلِ وَ إِنَّهَا عَمُودُ دِینِکُمْ.

وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی الزَّکَاهِ، فَإِنَّهَا تُطْفِئُ غَضَبَ رَبِّکُمْ.

وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ، فَإِنَّ صِیَامَهُ جُنَّهٌ مِنَ النَّارِ.

وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی الْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاکِینِ، فَشَارِکُوهُمْ فِی مَعِیشَتِکُمْ.

وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَادِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ، فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ رَجُلَانِ: إِمَامُ هُدًى، وَ مُطِیعٌ لَهُ مُقْتَدٍ بِهُدَاهُ.

وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی ذُرِّیَّهِ نَبِیِّکُمْ، فَلَا یُظْلَمُنَّ بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَقْدِرُونَ عَلَى الدَّفْعِ عَنْهُمْ.

وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی أَصْحَابِ نَبِیِّکُمُ الَّذِینَ لَمْ یُحْدِثُوا حَدَثاً وَ لَمْ یُؤْوُوا مُحْدِثاً، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَوْصَى بِهِمْ وَ لَعَنَ الْمُحْدِثَ مِنْهُمْ وَ مِنْ غَیْرِهِمْ وَ الْمُؤْوِیَ لِلْمُحْدِثِ‏

وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی النِّسَاءِ وَ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ، لَا تَخَافُنَّ فِی اللَّهِ لَوْمَهَ لَائِمٍ فَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ‏ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً کَمَا أَمَرَکُمُ اللَّهُ. وَ لَا تَتْرُکُنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلِّیَ اللَّهُ الْأَمْرَ أَشْرَارَکُمْ وَ تَدْعُونَ‏ فَلَا یُسْتَجَابُ لَکُمْ.

عَلَیْکُمْ یَا بَنِیَّ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ التَّبَارِّ، وَ إِیَّاکُمْ وَ النِّفَاقَ وَ التَّقَاطُعَ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّفَرُّقَ. وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ‏.

حَفِظَکُمُ اللَّهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ وَ حَفِظَ فِیکُمْ نَبِیَّکُمْ‏. أَسْتَوْدِعُکُمُ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْکُمُ السَّلَامَ. ثُمَّ لَمْ یَزَلْ یَقُولُ «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» حَتَّى قُبِضَ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی أَوَّلِ‏ لَیْلَهٍ مِنَ الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ لَیْلَهَ إِحْدَى وَ عِشْرِینَ، لَیْلَهَ الْجُمُعَهِ، سَنَهَ أَرْبَعِینَ مِنَ الْهِجْرَهِ.[۱۰]

«سپس فرمود: بنویس: بسم اللَّه الرحمن الرحیم. این است آنچه على بن ابى طالب به آن وصیّت نموده است:

وصیّت مى‏کند، که شهادت مى‏دهد به اینکه، خدایى جز اللَّه نیست، یکى است و شریکى ندارد. و محمّد بنده خدا و پیامبر اوست که او را به هدایت و دین حق فرستاده تا بر همه ادیان غالب کند اگر چه مشرکین را خوش نیاید. نمازم و عبادتم و زندگى و مرگم براى خداى رب العالمین است، که شریکى ندارد. به این مطلب دستور داده شده‏ام و من از تسلیم‏ شدگانم.

سپس اى حسن! تو را و همه فرزندان و اهل بیتم را و هر کس از مؤمنین را که این نوشتۀ من به او مى‏رسد، به تقواى خداوند پروردگارتان وصیّت مى‏کنم. از این دنیا نروید، مگر آنکه اسلام را پذیرفته باشید. همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و متفرق نشوید. من از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیدم که مى‏فرمود: «اصلاح بین افراد بهتر از نماز و روزه بسیار است، و کینه و فساد بین افراد زایل‏کننده دین است»، و قوّتى جز با کمک خداوند نیست. به فامیل خود توجه کنید و با آنها ارتباط داشته باشید، تا خداوند حساب را بر شما آسان کند.

خدا را خدا را، در باره ایتام در نظر بگیرید، دهان آنان را تغییر ندهید و آن عده از یتیمان که نزد شما هستند ضایع نشوند. از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیدم که مى‏فرمود: «هر کس مخارج یتیمى را بر عهده بگیرد تا او مستغنى شود، خداوند در مقابل آن بهشت را بر او واجب مى‏کند، همان طور که به خورنده مال یتیم آتش را واجب مى‏نماید».

خدا را خدا را، در باره قرآن در نظر بگیرید. در عمل به آن دیگران از شما سبقت نگیرند.

خدا را خدا را، در باره همسایگانتان در نظر بگیرید. که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در باره آنان سفارش کرده است‏.

خدا را خدا را، در باره خانه پروردگارتان در نظر بگیرید. تا زنده هستید از شما خالى نماند، که اگر خانه خدا ترک شود به شما مهلت داده نمى‏شود. و کمترین چیزى که قاصد بیت اللَّه با آن بر مى‏گردد، آن است که گناهان گذشته او آمرزیده مى‏شود.

خدا را خدا را، در نظر بگیرید در باره نماز، که بهترین عمل و ستون دین شماست.

خدا را خدا را، در نظر بگیرید در باره زکات، که غضب پروردگارتان را خاموش مى‏کند.

خدا را خدا را، در نظر بگیرید در باره ماه رمضان، که روزه آن سپرى از آتش است.

خدا را خدا را، در نظر بگیرید در باره فقرا و بیچارگان، با آنان در زندگى خود شریک شوید.

خدا را خدا را، در نظر بگیرید در باره جهاد در راه او با اموال و جان هایتان. در راه خدا دو نفر جهاد مى‏کنند: امام هدایت، و مطیع او که به هدایت او اقتدا مى‏کند.

خدا را خدا را، در نظر بگیرید در باره فرزندان پیامبرتان‏. در بین شما مورد ظلم قرار نگیرند، در حالى که قدرت بر دفاع از آنان داشته باشید.

خدا را خدا را، در نظر بگیرید در باره آن دسته از اصحاب پیامبرتان، که بدعتى ایجاد نکرده‏اند و بدعت‏گذارى را پناه نداده‏اند. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در باره آنان سفارش کرده، و بدعت‏گذار از آنان و از غیر آنان و پناه دهنده بدعتگزار را لعنت کرده است.

خدا را خدا را، در باره زنان و غلامان و کنیزانتان در نظر بگیرید. در راه خدا از ملامت سرزنش‏کننده‏اى نترسید، تا خدا شما را کفایت کند، و با مردم سخن نیک بگوئید، همان طور که خدا به شما دستور داده است.

امر به معروف و نهى از منکر را ترک نکنید، تا در نتیجه ترک آنها خداوند امور را به دست اشرارتان بسپارد، و دعا کنید ولى خدا شما را اجابت نکند.

پسرانم، بر شما باد بر ارتباط و بخشش و نیکى نسبت به یک دیگر. از نفاق و قطع ارتباط و قهر با یک دیگر و تفرقه بپرهیزید. در نیکى و تقوى یک دیگر را کمک کنید و بر گناه و دشمنى، یک دیگر را یارى ندهید. تقواى خدا را پیشه کنید، که عذاب خداوند شدید است.

خداوند شما اهل بیت را حفظ کند، و پیامبرتان‏ را در میان شما حفظ نماید. شما را به خدا مى‏سپارم و با شما خداحافظى مى‏کنم‏».

سپس امیر المؤمنین علیه السّلام همچنان «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» مى‏فرمود، تا از دنیا رفت. و این در اوّلین شب از دهه آخر ماه رمضان یعنى شب بیست و یکم، شب جمعه از سال چهلم هجرت بود.

 

 

 

نقش نماز در طبقه احکام

مهندسین، در بررسی پلان طبقات یک ساختمان مسکونی، هماهنگ با سطح موجود و سایر شرایط هر طبقه، و با در نظر گرفتن یک نظم علمی و نیاز سنجی ساکنان، فضاها و اتاق ها را تعریف می کنند. مثلاً، سرویس های بهداشتی در یک گوشه در نظر گرفته می شود که تهویه هوا در آن به خوبی انجام شود. یا فضای آشپزخانه به نحوی طراحی می شود که راحتی ساکنین تأمین باشد و پذیرایی و هال در جایی منظور می شود که با سایر قسمت ها هماهنگی داشته باشد. به گونه ای که هال، و موقعیت آن در ارتباط دادن بقیه فضاها و بهره وری بهتر از طبقه، دارای وضعیت خاصی است.

این مسئله، در تعیین و تدوین تک تکِ قسمت های طبقۀ احکام دین، به وسیلۀ شارع و مهندس ماهر دین متعالی اسلام منظور شده است. هریک از اجزای پلان این طبقه، دارای ویژگی مخصوص به خود می باشد و هر دستور العملی، اثر خاص خود را در بخشی از زندگی فردی و اجتماعی مردم آشکار می سازد.

به طوری که: وقتی به پلان طبقۀ احکام دقّت می کنیم، می بینیم هر یک از بخش های آن، مثل: خمس، زکات، امر به معروف، نهی از منکر، تولّی، تبرّی، جهاد، انفاق و … با جایابی و چینشی دقیق و منطقی و متناسب با اهمیت و موقعیتی که دارند، جایگاه ویژۀ خود را دارا می باشند. آن گاه، همۀ آن ها در یک ارتباط منظّم و موزون، موجب آسایش و سلامت زندگی بشر هستند.

رسول عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود:

الصَّلَاهُ عَمُودُ الدِّینِ‏ فَمَنْ تَرَکَهَا فَقَدْ هَدَمَ الدِّینَ‏.[۱۱]

«نماز ستون دین است، پس هر که آن را ترک کند، دین را نابود کرده است».

جناب جابر از امام پنجم حضرت باقر (ع) نقل کرده که فرمود:

الصَّلَاهُ عَمُودُ الدِّینِ‏ مَثَلُهَا کَمَثَلِ‏ عَمُودِ الْفُسْطَاطِ إِذَا ثَبَتَ الْعَمُودُ یَثْبُتُ الْأَوْتَادُ وَ الْأَطْنَابُ وَ إِذَا مَالَ الْعَمُودُ وَ انْکَسَرَ لَمْ یَثْبُتْ وَتِدٌ وَ لَا طُنُبٌ‏.[۱۲]

«نماز ستون دین و مانند عمود وسط خیمه است، که اگر محکم باشد پایه ها و طناب ها محکم خواهند بود، هنگانی که عمود وسط بیفتد، هیچ پایه و طنابی فایده نخواهد داشت».

هم چنین، از جان جانان، امیر صالحان و مؤمنان، علی (ع) گزارش شده، که فرمود:

الصَّلَاهُ عَمُودُ الدِّینِ‏ وَ هِیَ أَوَّلُ مَا یَنْظُرُ اللَّهُ فِیهِ مِنْ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ فَإِنْ صَحَّتْ نُظِرَ فِی بَاقِی عَمَلِهِ وَ إِنْ لَمْ تَصِحَّ لَمْ یُنْظَرْ لَهُ فِی عَمَلٍ وَ لَا حَظَّ فِی الْإِسْلَامِ لِمَنْ تَرَکَ الصَّلَاهَ.[۱۳]

«نماز ستون دین و نخستین عمل فرزند آدم است که خدا به آن نظر می کند. پس، اگر صحیح باشد، در باقی اعمالش به حساب می آید. و گر نه، بقیۀ اعمالش در نظر نمی آید و برای تارک نماز بهره ای در اسلام نیست».

اگر بخواهیم اهمیت و نقش نماز را بیشتر بیان نماییم، می­توانیم از روایت زیبایی بهره بگیریم که نماز را به عنوان «حمام روح» معرفی می­نماید، که اگر روزی پنج نوبت خود را در چشمه سار عبودیت از راه نماز شست و شو دهیم، دیگر آلودگی های روحی دامن گیرمان نمی­شود و قلب آلوده و کدر نمی­ماند.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَوْ کَانَ عَلَى بَابِ دَارِ أَحَدِکُمْ نَهَرٌ فَاغْتَسَلَ فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْهُ خَمْسَ مَرَّاتٍ أَ کَانَ یَبْقَى فِی جَسَدِهِ مِنَ الدَّرَنِ شَیْ‏ءٌ قُلْنَا لَا قَالَ فَإِنَّ مَثَلَ‏ الصَّلَاهِ کَمَثَلِ‏ نَهَرِ الْجَارِی کُلَّمَا صَلَّى صَلَاهً کَفَّرَتْ مَا بَیْنَهُمَا مِنَ الذُّنُوبِ.[۱۴]

«رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هرگاه بر در خانۀ یکی از شما نهر آبی باشد و هر روز پنج بار خود را در آن بشوید، آیا در بدنش چرکی می­ماند؟ گفتیم نه! فرمود: نماز مثل همان نهر جاری است که هر کس آنرا به جای آورد، تمامی کردار زشت او از بین می­رود».

بدین جهت، به لحاظ ویژگی های خاص نماز، در بین همۀ اعمال و رفتار عبادی، جا دارد به گونۀ اختصاصی، در بارۀ نقش آن سخن بگوییم.

 

 

برش نماز

از نماز برش های متفاوتی می توان نمایش داد، در ترسیم خواصّ این رفتار زیبا، به عنوان مهم ترین بخش احکام عملی، پی می بریم که نماز، یکی از پرشکوه ترین نمونه­های عملیِ دین خدا است. این حکم با ارزش، حساس ترین بخش مجموعۀ دسنورات عملی دین خداست و به عنوان مرکز ثقل و محور اعمال عبادی، از نقشی فوق العاده برخوردار است. تا جایی که، در بین همۀ این دستورات، نماز ستون دین، معراج مؤمن، میزان دین داری، معیار ایمان و راز قبولی سایر اعمال شناخته شده است و هیچ عملی بدون آن از جانب خداوند پذیرفته شدنی نیست.

اعلَم أنَّ الصَّلاهَ عَمُودُ الّدین‏، وَ هِیَ أوّلُ ما یُحاسَبُ العَبدُ عَلیها، فَإن قُبلَت قُبِلَ ما سِواها، وَ إن رُدَّت رُدَّ ما سِواها.[۱۵]

«بدان که نماز پایه دین است و اولین چیزی است که حساب بنده با آن رسیدگی می شود. پس اگر نماز قبول شد، بقیه اعمال قبول می گردد و اگر رد شود، بقیه اعمال هم رد شده است».

نماز، با دو ویژگی نفی و اثباتیِ مخصوص به خود، عمیق­ترین تأثیر مثبت را بر انسان می­گذارد. به این معنی: که از یک طرف، در جنبۀ نفی، موجب باز دارندگی و پرهیز از گناه و معصیت می­شود، که گناه و معصیت خود، مانع بزرگ در راه سعادت است. چنانکه در قرآن می­خوانیم:

وَ أَقِمِ الصَّلاهَ إِنَّ الصَّلاهَ تَنْهى‏ عَنِ‏ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر.[۱۶]

«نماز را به پای دار که همانا نماز از فحشا و زشتی باز می­دارد».

از طرفی دیگر، در جنبۀ ایجابی و اثباتی، نماز عالی­ترین عامل و محرک رفتارهای نیکوی اخلاقی و کارسازترین عملی است که موجب تهذیب نفس و نورانی شدن روح می­گردد. در این حال، معراج مؤمن صادق می­آید (الصّلاه معراج‏ المؤمن‏).

قَدْ أَفْلَحَ‏ الْمُؤْمِنُون‏، الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ.‏[۱۷]

«به راستی مؤمنین رستگارند، آنان که در نمازشان خشوع می­ورزند».

نماز، چنان روشنی و صفای قلب می­آورد، که برای نماز گذار غیر قابل انکار است. روشنی بخشیِ این فعل زیبای عبادی و تأثیر آن را ، همۀ نماز گزاران، در زندگی شخصی خود، کم و بیش تجربه کرده­اند.

آنگاه که مصلّی در حال راز و نیاز با خالق مهربان خویش است، چنان شعله های اتصال با کمال مطلقِ هستی تمام وجودش را فرا می گیرد، که از همه چیز غیر از او بریده می شود و به سوی عظمت و لذت بی انتها پرواز می کند. در این حال، بنده با تمام وجود، خالق خویش را وجدان می نماید و بلا واسطه و رو در رو، با معبودش سخن می گوید.

این اتصال بی مثال، که شخصی است و باید هر کس خود آن را تجربه کند، تا بتواند لذتش را بچشد، دریافتی وجودی و نافذ می­باشد که در آن وضعیت، خدا به گونه­ای وصف ناکردنی، نمایانده و شناسانده می­شود و معرفتش شهود می­گردد. نماز خالص، ارتباط انسان را با خدا، چنان عالی بر قرار می­سازد، که این دریافت بی­نظیر و نشاط بخش، با هیچ لذّت دیگری قابل مقایسه نیست.

پر واضح است، که هدف همۀ پیامبران الهی این بوده، که دست بشر را به سوی خدا دراز کنند و با نشان دادن روش عبادت و بندگی، بین انسان و خدا را پیوند زنند. نیز، پیش از این گفته شد، که آیات قرآن هم در یک هدف مشترک با انبیای الهی، در همین راستا نازل گشته؛ خدا و انسان، محوری ترین موضوعات قرآنی است و این کتاب مقدس با نام خدا (الله) آغاز و با نام انسان (ناس) ختم می شود. یعنی این که: تمام آیات قرآنی، نازل شده تا بین خدا و انسان ارتباط بدهد و بشر را از عالم خاک، به قلۀ افلاک عروج دهد.

هنگامی که بنده در نماز است، این هدف والا کاملاً موجود و نقد می شود. نماز به تنهایی، به عالی ترین صورت و با یک وضع وصف ناپذیر و زیبا، تحقق بخش این آرمان سترگ و این پیوند سرشار از شکوه و عظمت بین خلق و خالق است.

آری! در نماز اتصال بین زمین و آسمان برقرار می گردد و اوج زیبایی و ارتباط و دلدادگی، بین مخلوقی بی اندازه ضعیف و فقیر، با معبودی بی نهایت قوی و غنی، به نمایش گذاشته می شود (یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ)[۱۸].

با این وصف، اجازه دهید از آن ها که نسبت به این عمل قشنگ و شکوهمند سستی و بی توجهی می کنند، بپرسم: که آیا واقعاً حیف نیست، انسان خود را از این نعمت سرشار و فوق العاده گوهرین و ارزشمند محروم سازد و از این منبع لذّت و کمال بی بهره بماند!؟

آیا این بزرگ ترین ظلم به خویشتن نیست، که از این لطف سرشار خدای متعال و این فرصت طلایی، که خالق مهربان عالم در اختیار بشر قرار داده و با گویا کردن زبان به ذکرش، اجازۀ هم سخن شدن و نجوا نمودن با خودش را به ما ارزانی داشته، خود را بی نصیب بگذاریم!؟

فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّین؛ الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُون‏.[۱۹]

«پس واى بر نمازگزاران‏، آن ها که از نمازشان غافلند».

[۱] . الأمالی( للصدوق)، ص ۴۰۰٫

[۲] . دعائم الإسلام، ج‏۱، ص ۵۸٫

[۳] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص ۷۸٫

[۴] . طَلَبُ الْجَنَّهِ بِلَا عَمَلٍ‏ حُمْق‏ (غررا لحکم).

[۵] . عِلْمٌ بِلَا عَمَلٍ‏ کَشَجَرٍ بِلَا ثَمَرٍ (غرر الحکم).

[۶] . صف/ ۲و۳٫

[۷] . کهف/۱۱۰٫

[۸] . قَالَ إِنِّی وَ اللَّهِ لَأُحِبُّ رِیَاحَکُمْ وَ أَرْوَاحَکُمْ فَأَعِینُونِی عَلَى ذَلِکَ بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّ وَلَایَتَنَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ وَ مَنِ ائْتَمَّ مِنْکُمْ بِعَبْدٍ فَلْیَعْمَلْ بِعَمَلِه‏. (کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۸، ص ۲۱۲).

[۹] . یَا خَیْثَمَهُ أَبْلِغْ مَنْ تَرَى مِنْ مَوَالِینَا السَّلَامَ وَ أَوْصِهِمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الْعَظِیمِ وَ أَنْ یَعُودَ غَنِیُّهُمْ عَلَى فَقِیرِهِمْ وَ قَوِیُّهُمْ عَلَى ضَعِیفِهِمْ وَ أَنْ یَشْهَدَ حَیُّهُمْ جِنَازَهَ مَیِّتِهِمْ وَ أَنْ یَتَلَاقَوْا فِی بُیُوتِهِمْ فَإِنَّ لُقِیَّا بَعْضِهِمْ بَعْضاً حَیَاهٌ لِأَمْرِنَا رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا یَا خَیْثَمَهُ أَبْلِغْ مَوَالِیَنَا أَنَّا لَا نُغْنِی عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً إِلَّا بِعَمَلٍ وَ أَنَّهُمْ لَنْ یَنَالُوا وَلَایَتَنَا إِلَّا بِالْوَرَعِ وَ أَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ حَسْرَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ مَنْ وَصَفَ عَدْلًا ثُمَّ خَالَفَهُ إِلَى غَیْرِهِ. (همان، ج ۲، ۱۷۵).

[۱۰] . کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏۲، ص:۹۲۵ تا ۹۲۸٫

[۱۱] . عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه / ج‏۱ / ۳۲۲٫

[۱۲] . المحاسن / ج‏۱ / ۴۴٫

[۱۳] . دعائم الإسلام / ج‏۱ / ۱۳۳٫

[۱۴] . فیض کاشانى، محمد محسن،‏ الوافی، اصفهان، ناشر: کتابخانه أمیر المؤمنین (علیه السلام)‏، سال ۱۴۰۶ ق‏، ج۷، ص ۳۱٫

[۱۵] . المقنع (للصدوق)، ص ۷۳٫

[۱۶] . عنکبوت / ۴۵٫

[۱۷] . مؤمنون / ا و ۲٫

[۱۸] . فاطر / ۱۵٫

[۱۹] . ماعون / ۴ و ۵٫

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

1 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *