علل دین گریزی

 Page for photos or invitation on the vintage background.

هیچ وجدان آگاه و بیداری با دین مخالف نیست. ریرا همان گونه که در بحث منشأ دین گفته شد،

دین، نیاز مهم و غیر قابل انکار انسان و بلکه یکی از ابعاد جدا ناپذیر روح و روان او است. همان طور که نیکی خواهی، علم دوستی، زیبایی دوستی، سه بعد از ابعاد روح است و هیچ عاقلی با آن مخالفت ندارد. دین گریزی عده ای از مردم علل گوناگونی دارد.

اما هیچ یک از این علل به اصالت، ضرورت و لزوم دین لطمه ای وارد نمی سازد. زیرا بسیاری از نیازهای طبیعی و ضروری در بشر وجود دارد، که هرگز نمی توان آن ها را نادیده انگاشت، ولی این نیازهای قطعی و فطری، به دلایل غیر موجّهی، مورد انکار و بی مهری عده ای قرار می گیرد.

همان گونه که گفته آمد، دین یکی از مهم ترین نیازهای ضروری و روشن بشر می باشد. اما بنا به علل خواسته و ناخواسته و در طول زمان ها، همواره عده ای با آن مخالفت کرده و به مبارزه با آن برخاسته اند. ریشه های دین گریزی را می توان در دو جنبه مورد واکاوی قرار داد:

.

۱ـ علل درونی

بسیاری از علل بی دینی ریشۀ شخصی و داخلی دارد. به این صورت که، عده ای از افراد، مقید بودن به دستورات دین را بر نمی تابند و می خواهند بدون هر قید و شرطی، هر جوری که می خواهند زندگی کنند. لذا، دین را مانع هوی و هوس و بی بند و باری های خود می بینند و به جای این که روش خود را غلط بدانند، دین گریزی و بی اعتقادی پیشه می کنند و با عقیده دینی مخالفت می ورزند. قرآن، بی قیدی و تمایلات نفسانی را موجب تکذیب آیات الهی و مسخره کردن دین داری معرف نموده و فرموده است.

ثُمَّ کانَ عاقِبَهَ الَّذینَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ‏ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُن‏.[۱]

فرجام کسانى که کار زشت کردند، این شد که، آیات خدا را تکذیب و آنها را به سُخره ‏گرفتند.

روحیۀ نفس پرستی و دنیا طلبی انسان ها در تمامی دوران ها، عامل اساسی انکار دین و پیامبران بوده است. چنانکه در قرآن می خوانیم:

کُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ‏ بِما لا تَهْوى‏ أَنْفُسُهُمْ فَریقاً کَذَّبُوا وَ فَریقاً یَقْتُلُون‏.[۲]

هر زمانی که پیامبرى چیزى بر هوای نفسشان برایشان آورد، گروهى را تکذیب کرده و گروهى دیگر را مى‏کشتند.

گاهی هم شرایط تربیتی، محیطی و خانوادگی افراد به گونه ای است که افکار ضد دینی در درون آن ها رشد می کند و به سوی مخالفت با دین سوق داده می شوند.

بیگانه بودن با فرهنگ مذهبی،

افکار و تصورات اشتباه از خدا و مذهب،

عدم شناخت صحیح تعالیم و آموزه های دینی و پاسخ نگرفتن سؤالات و شبهات مرتبط، و…

هریک از این عوامل برشمرده، می تواند موجب انزجار و دین گریزی باشد.

بسیاری هستند، که وقتی چهرۀ حقیقی دین برایشان روشن می شود و پاسخ اشکالات خود را به طور منطقی دریافت می کنند، به دین متقاعد می شوند و نظرشان عوض می شود.

.

۲ـ علل بیرونی

برای دین گریزی مردم علل بیرونی مختلفی را می توان بر شمرد. گاهی فقر و ناداری موجب آلوده شدن به بی مبالاتی و بی اعتقادی می شود. فراوانند کسانی که در اثر فشار اقتصادی و مالی و برای جبران آن، هر کار غیر شرعی را مرتکب و به فرامین دین پشت پا می زنند و حوصلۀ دین داری از آنان سلب می گردد.

بدین جهت، اسلام برای مبارزه با فقر برنامه های وسیعی دارد و آن را منشأ کفر معرفی می کند. رسول خدا فرمود:

کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ‏ کُفْراً.[۳]

نزدیک است که فقر به کفر گراید.

عامل مهم دیگر، حکومت ها و دولت مردان هستند، که یا خود را طرفدار دین معرفی می کنند، ولی با عملکرد بد و ظالمانه، موجب دین گریزی آحاد جامعه می شوند و یا این که به طور مستقیم و صریح، مروّج لاقیدی و لامذهبی مردمانند.

نمونه های هر یک از این مدل ها را در تاریخ، فراوان شاهد هستیم.

علاوه براین و به طور عموم، نحوۀ عمل و رفتار نامناسب بسیاری از مذهبی ها هم در بدبین شدن دیگران و گریز از مذهب مؤثر بوده است.

چه بسا در اثر عامل نبودن متدینین به دین و یا رفتارهای زشتی که دین داران از خود نشان داده اند، موجب انزجار و دوری بعضی از دین شده اند. عکس این قضیه هم صادق است، یعنی: رفتار نیک و عمل درست دینداران، گاهی اوقات، بهترین مشوّق دیگران به سوی دین بوده است.

«… مقیم لندن بود تعریف می کرد: سوار ماشینی شدم، پس از رسیدن به مقصد، مرد راننده به من بیست پنس اضافی پول برگرداند. چند ثانیه تردید کردم، اضافه را به او بر گردانم! … ولی بر نفس خود پیروز شدم و باقی پول را برگرداندم. راننده بسیار خوشحال شد و گفت: مدتی است تصمیم گرفته ام مسلمان شوم، وقتی شما سوار شدید، فکر کردم یک مسلمان را امتحان کنم! حالا، با خیال راحت مسلمان می شوم. راننده مرا با دنیایی فکر ترک کرد و من از خدایم تشکر کردم». 

بدین جهت، اولیای دین ما سفارش اکید نموده اند که در تصحیح عملکردمان جدی باشیم. امام صادق (ع) می فرمایند:

کُونُوا دُعَاهَ النَّاسِ‏ بِأَعْمَالِکُمْ‏ وَ لَا تَکُونُوا دُعَاهً بِأَلْسِنَتِکُم‏.[۴]

مردم را با عمل خودتان به دین بخوانید و نه با زبانتان.

کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِیحِ الْقَوْلِ.[۵]

برای ما زینت باشید و ننگ وعار بر علیه ما نباشید. با مردم نیکو سخن بگویید و زبانتان را نگه دارید و از زیاده گویی و گفتار زشت بپرهیزید.

همه شاهد بوده و هستیم که رفتار و عملکرد بد بعضی از دین داران، بزرگ ترین ضربه را بر دین وارد ساخته و موجب دین گریزی گشته است. دفاع و طرفداری نامناسب، نابجا و اشتباه از دین هم، همیشه در دین گریزی تأثیر داشته است.

کیست که از رفتار غلط و طرفداری های بی معنای اربابان کلیسا و کشیش های دین مسیحیت از دین، در دوری و انزجار مردم به طور عموم و دانشمندان به طور خصوص، آگاه نباشد. برخورد غلط و غیر انسانی سردمداران مسیحیت، در طی قرون وسطی، باعث ایجاد نفرت و عکس العمل روانی منفی، توسط تودۀ مردم در اروپای قرن ۱۵ و ۱۶ میلادی گردید.

این حرکت غیر منطقی منجر به نفرت از دین و ظهور فلسفه های مادی جدید شد، که مکاتب مارکسیسم و پوزیتیویسم[۶] از جملۀ آن هاست.

ترویج و تبلیغ تحلیل های غلط و نارسا از دین و منشأ آن،

و تعمیم نگرش های محدود و یک بعدی، توسط جمعی از نظریه پردازان و سیاستمداران در هر زمانی، از دیگر علل گسترش بی دینی در بین مردم است.

گاهی، نتایج مطالعه روی بعضی از مذاهب، به مفهوم عام آن، در یک دورۀ خاص زمانی، مبنای اظهار نظر و قضاوت در بارۀ تمامی مذاهب شده است.

نظیر آن چه که مارکس و لنین و سایر هم فکران آنان، در زمینۀ مسائل مربوط به مسیحیت قرن نوزدهم دریافته بودند و بدون دلیل، نظرات خود را در بارۀ تمام مذاهب و برای همیشۀ تاریخ تعمیم دادند.

برخی دیگر با جابجایی نقش تاریخی و حقیقت فکری مذهب و بیان این که دین موجب بهره برداری و سوء استفادۀ افراد یا گروه هایی شده است، اصالت مذهب را مورد تردید قرار داده و موجب دین گریزی شده اند. حال آن که:

آلت دست قرار گرفتن و سوء استفاده از چیزی، هرگز اصالت آن را نفی نمی کند. همان گونه که نادرستی احتمالی نظرات دانشمندان را در یک رشتۀ علمی به حساب اصالت نداشتن دانش نمی گذارند.

با توجه به آن چه گفته شد، می بینیم دین گریزی عده ای از مردم، ریشه و اساس درست و منطقی ندارد و ناشی از عوامل بیرونی و درونی است، که برخی از آن عوامل بر شمرده شد. اگر مردمان دین را آن گونه که هست بشناسند، هرگز به آن پشت نمی کنند. .

بر گرفته از کتاب : مهندسی اسلام. تألیف مهندس ابراهیم حنیف نیا

[۱] . روم / ۱۰٫ [۲] . مائده / ۷۰٫ [۳] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص: ۳۰۸٫ [۴] . بحار الانوار، ج ۵، ص ۱۹۸٫ [۵] . بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۲۸۶٫ [۶] . مکتب حس گرایی

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

2 نظر

  1. Ali

    سلام بر استاد گرامی
    امید است شاد و سر حال باشید
    از مقاله هایتان استفاده کردم
    تصویری برای این مطلبتان طراحی کرده ام امیداست مناسب باشد
    برای مقاله های دیگرتان هم عکس هایی کار کرده ام که قرار می دهم
    اگر پسندید استفاده کنید ؛

    علل دین گریزی :

    http://s5.picofile.com/file/8139857034/2.jpg

    تفاوت راه انبیا و عرفا در اخلاق و معرفت خدا :

    http://s5.picofile.com/file/8139857092/3.jpg

    منشأ دین :

    http://s5.picofile.com/file/8139856976/1.jpg
    —————————————–
    سلام علیکم
    علی آقا! از لطف شما ممنونم. سلیقۀ خوب شما قابل تحسین است.
    از این که از شاه کارهای شما استفاده کنم، خیلی خوشحالم.
    در پناه مولا پیروز باشید.

    پاسخ
  2. یه دوست

    بی صبرانه منتظر انتشار این کتاب زیبا هستم .انشاالله نظام مهندسی مسئولیت چاپ و انتشارشو بر عهده بگیره.
    حتما این کتابو به نظام مهندسی ارائه بدید.
    مهندس حرف نداری.
    به معنای واقعی کلمه یک تکنوکرات مذهبی هستی.
    خدا حفظت کنه.یاعلی
    ——————————-
    پاسخ: دوست عزیزم
    ولی حقیر لایق تعابیر لطف آمیز شما نیستم.
    ممنونم، دعا بفرمایید.

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *