رابطۀ علم و دین

2

رابطۀ علم و دین

اگر بخواهیم رابطۀ علم و دین را به خوبی تبیین کنیم، باید از قبل، به ماهیت و کارکرد هر یک بپردازیم. بنابراین، لازم است در ابتدا بدانیم علم چیست؟ و دین چیست؟ آنگاه، وظیفۀ آن ها را بیان نماییم.

به طور خلاصه، علم همان معلومات و دانستنی های انسان از خود و دنیای پیرامون خود است. دانشمندان، به جهت بدبهی بودن مفهوم علم، آن را قابل تعریف نمی دانند و آن را به آثارش معرفی می کنند. مثلاً می گویند: علمِ طبابت، که طبابت از آثار و نتایج علم است. یا می گویند: علمِ فضانوردی، که فضانوردی، اثر علم است.

سنخ علم، از سنخ مقولۀ نور است، که پیرامون را روشن می کند، برای این که تاریکی برطرف گردد و مسیر دیده شود. البته، هرچه علم بیشتر باشد، مسیر بهتر و گسترده تر روشن خواهد شد.

اما در مورد دین، که گفتیم: دین مجموعۀ دستورالعمل ها و مقرراتی است که برای زندگی بشر وضع شده و کارکرد آن، نشان دادن راه زندگی سالم است.

حال، اگر دین را مسیر و راهی فرض کنیم، که برای رسیدن به مقصد، باید از آن عبور کنیم، طبیعی است که علم چون چراغی است، که با آن، راه را به خوبی تشخیص می دهیم.

هر یک از علم و دین، دارای نقش و وظیفۀ جدا و کارکرد مستقل از هم هستند و در عین حال، برای رسیدن به مقصد، هر دو با هم لازم و ملزوم یکدیگرند. یعنی: نه با داشتن راه (دین) به تنهایی، نه با دارا بودن علم (چراغ) به تنهایی، نمی توان به مقصد رسید.

آن گاه که به فرهنگ پربار دین اسلام مراجعه کنیم می بینیم، بین علوم و دانش ها، با ایمان و مذهب، سازگاری کامل و پیوند نا گسستنی وجود دارد و هیچ یک مخالف دیگری نیست.

علی (ع) می فرماید:  

اَلعِلمُ حَیاهٌ اَلإیمانُ نَجاهٌ.[۱]

«علم زندگی و ایمان موجب نجات است».

پس، علم و دین دو قلمرو جداگانه دارند و تلقّی هر گونه تعارض بین آن ها، نشانۀ عدم فهم حقیقت و ماهیت آن هاست. لذا، ضمن این که علم و دین، دو مقوله و دو ابزار، دارای کارکردهای جدا از هم هستند، اما با هم پیوندی وثیق دارند و هیچ یک، مخالف و مغایر با دیگری نیست.

با این بیان، روشن می شود، آنان که علم را با دین، یا دین را با علم در تضاد و تخالف می بینند، چه اشتباه بزرگی می کنند. علم و دین با هم، چون دو بال برای صعود مورد استفاده قرار می گیرند. بدین سبب، دین اسلام، ضمن اهمیت دادن به هر دو، بر هماهنگی و غیر قابل انفکاک بودن آن ها اصرار می ورزَد.

مولایمان حضرت علی (ع) فرمود:

اَلإیمانُ وَ العلمُ إخوانٌ توأمانٌ وَ رفیقانٌ لا یَفتَرِقانِ.[۲]

«ایمان و علم، دو برادر همراه و دو دوست جدانشدنی از هم هستند».

قرآن، پیوند ایمان دینی و علم را، با تمجید و گرامیداشت دیندارانِ با ایمان و عالمان، به خوبی ترسیم نموده و این دو عنصر را با هم، عامل حرکت و پیشرفت معرفی می نماید. آنجا که می فرماید:

یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ.[۳]

«خداوند، مقام و درجات کسانی از شما را بالا می برد، که ایمان و علم داشته باشند».

قرآن کریم، آنجا که می خواهد رابطۀ علم و دین را بیان فرماید، به عنوان تمجید از عالمان، آن ها را ستوده و نتیجۀ دانش آنان را خوف و خشیت الهی معرفی می­کند و در یک بیان فوق العاده ذو وجوه، عمیق، شگفت و زیبا می فرماید:

إِنَّما یَخْشَى‏ اللَّهَ‏ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء.[۴]

«از بندگان خدا، این علما هستند که از او خوف دارند».

همان گونه که ملاحظه می شود، در این آیۀ شریفه، بین علم و دین گره خورده و نه تنها علم آموزی را مانع اعتقاد به خدا و دین ندانسته، بلکه صریحاً، دین داری و خوف از خدا را حاصل علم و اندیشۀ صحیح عالمان قلمداد می کند.

اگر بخواهیم معنی این آیۀ شریفه را بهتر فهم نماییم و بدانیم که علم، چگونه موجب خوف از خدا و در نتیجه، اعتقاد راسخ تر به دین می شود، لازم است بدانیم، همان گونه که گفته شد: حوزۀ علم و حوزۀ دین، دو حوزۀ جدا و منفکّ از هم است. وظیفۀ علم کشف است، ولی وظیفۀ دین سازندگی و اصلاح مردمان.

به عبارتی دیگر، ما به وسیلۀ علم، به نظم و دقایق عالم هستی پی می بریم و با کشف نظم و دقتِ موجود در جهان طبیعت، عالِم می شویم. پس علم، چیزی جز کاشفیت و پی بردن به روابط و جزئیات موجود در نظام عالم نیست. پس کشف حقایق و دقایقی که در جهان هستی است و با علم به دست می آید، می تواند ما را به لزوم دینداری و وجود خالق هستی هدایت نماید.

حال، طبیعی است که هر چه نظم و ظرافت موجودات عالم، بر ما بیشتر مکشوف گردد و دانشمان افزون تر شود، شگفتی های عالم خلقت برایمان آشکارتر می شود و در نتیجه، عظمت آفرییندۀ این همه عجایب و قدرت و حیات و صفات او، بر ما روشن تر می گردد و عقیده ما به خدا و دین محکم تر خواهد شد.

آری! شما گاهی با بازدید از یک دستگاه، یا یک کارخانه، یا یک ساختمان عظیم، به نظم و پیچیدگی های آن ها علم پیدا می کنید، ولی در مرتبۀ بعد، هیچ گاه نمی توانید بپذیرید که این دستگاه محیرالعقول و بنای عظیم، خود به خود ساخته شده باشد و سازنده ای با هوش و توانا نداشته باشد. لذا، با علم به پدیده، به پدیدآورنده و با علم به مصنوع، به صانع معتقد می شوید. علاوه بر این عقیده مند شدن، هرچه علم شما به رمز و رموز و نظام مندی پدیده ها و مصنوعات افزایش یابد، عظمت پدیدآورنده و خالق آن ها نزد شما افزون تر می شود و در مقابل او متواضع تر و خاضع تر خواهید شد. این خضوع و خشوع بیشتر، که حاصل علم و دانش بیشتر است، یعنی: دین داری و بندگی، در برابر ذات بی مثالی که خالق زمین و آسمان و همۀ موجودات عالم است.

بنابراین، کشف حقایق و دقایقی که در جهان آفرینش است و با علم حاصل می شود، ما را به لزوم دینداری و اعتقاد به خدای خالق هستی رهنمون می گردد.    

از این روی، قرآن، این کتاب آسمانی و نورانی، در رابطه با پیوند علم و دین، از دارندگان علم یا همان دانشمندان، با تعبیر (أُوتُوا الْعِلْم) یاد نموده و آن ها را طرفدار و مدافع دین خدا و آیات الهی معرفی می نماید. چند نمونه از این آیات مبارکات ذکر می شود و دقت نظر در عمق آن ها به خوانندۀ بصیر واگذار می گردد.

وَ یَرَى الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ‏ الَّذی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الْحَقَّ وَ یَهْدی إِلى‏ صِراطِ الْعَزیزِ الْحَمیدِ.[۵]

و کسانى که از دانش بهره یافته‏اند، مى‏دانند که آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، حق است و به راه آن عزیزِ ستوده راهبرى مى‏کند

وَ لِیَعْلَمَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ‏ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَیُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُم‏.[۶]

و تا آنان که دانش یافته‏اند بدانند که این قرآن‏ حق است و از جانب پروردگار توست. و بدان ایمان آورند و دل هایشان براى او خاضع گردد.

بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فی‏ صُدُورِ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ‏ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلاَّ الظَّالِمُونَ.[۷]

بلکه قرآن‏، آیاتى روشن در سینه‏هاى کسانى است که علم الهى‏ یافته‏اند، و جز ستمگران، منکر آیات ما نمى‏شوند.

این آیات مبارکات می رساند، که دین صحیح و آسمانی، مورد تأیید بزرگان دانش بشری واقع می شود. بدین جهت، دین اسلام بر دانش اندوزی، سفارش بسیار دارد. اگر علم با دین سازگار نبود، دین حقی چون اسلام، این همه بر آموختن آن تأکید نمی کرد و دانشمندان را این اندازه، ارج نمی نهاد.

به همین دلیل، می بینیم در بین دانشمندان جهان، آنان که هوی و هوس خویش را در معلوماتشان دخالت نداده اند و دانش را به دور از گرایش های خاص شخصی و گروهی پیگیر بوده اند، به شدت مذهبی و دیندار بوده اند. تعداد چنین دانشمندانی کم نیست و شامل شخصیت های بزرگی است، که شهرتشان جهانی بوده و بر هیچ کس پوشیده نیست.

اکنون که از رایطۀ علم و دین سخن می گوییم، مناسب است تا با مدد گیری از اظهار نظر برگزیدگان و متخصصان معروف دانش بشری، صحت و قوّت گفتارمان را اثبات نماییم.

دکتر «میلر بروز» در بارۀ وظیفه و کاربری علم و دین، از قول انیشتن می گوید:

«در پرینستون از انیشتن شنیدم که می گفت: علم ما را به آن چه هست آگاه می سازد و دین است که به تنهایی ما را به آن چه باید باشد مطلع می کند».[۸]

ماکس پلانک، فیزیک دان معروف و صاحب نظریه کوانتوم در فیزیک جدید، که اعتبار و جایگاه او نزد دانشمندان بنامی چون انیشتن هم بر کسی پوشیده نیست[۹]، پس از این که وظیفه ی علم و دین را شرح می دهد، ذیل عنوان «دانش و مذهب» مطالب جالبی آورده و در قسمتی از آن می گوید:

«… در هیچ جا میان دانش و مذهب ناسازگاری نمی بینیم. بلکه در نکات اساسی همگرایی هم مشاهده می کنیم. آن چنان که بسیار ی از هم عصران ما می پندارند، یا بیم دارند، مذهب و دانش نافی یکدیگر نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند. برجسته ترین دانشمندان مانند: کپلر، نیوتن، لایپ نیتز، در عین حال مردانی عمیقاً مذهبی بوده اند».[۱۰]

ضروری است که روی عبارات بالا دقت نظر بیشتری صورت پذیرد. همان گونه که از اعتراف این دانشمند بزرگ بر می آید، بین دانش و دین، نه تنها ناسازگاری نیست، بلکه همگرایی هم مشاهده می کنیم. لذا این دو، در طول هم مطرح می شوند و بعد هم تأکید می کند که، تصور تضاد دین و دانش غلط است و دانشورانِ بنام، خود «مردانی عمیقاً مذهبی بوده اند».

ماکس پلانک، در جای دیگری در جواب این سؤال که: آیا تصور می کنید که علم بتواند جای دین را بگیرد؟ می گوید:

«تا وقتی که شکاکی وجود دارد، نه! زیرا علم نیازمند روحی باورکننده است. هر کس به صورت جدی وارد در مرحلۀ علم است، این را می داند که بر سر در معبد علم این جمله را نوشته است که، باید ایمان داشته باشی. ایمان صفتی است که مرد دانشمند نمی تواند آز آن چشم بپوشد …».[۱۱]

آلبرت انیشتن در این رابطه گفته است:

«علم بدون مذهب گنگ است و مذهب بدون علم کور است».[۱۲]

سوروکین، که شخصیتی معروف است و در زمینۀ شناخت افکار و آراء شرق و غرب دارای سوابق زیادی می باشد، هم زیستیِ علم و دین را چنین مورد تأکید قرار می دهد:

«در نظر آنان که دیدی جامع و اندیشه ای فرجام بین دارند و برای هر چیز ارزشی خاص قائلند، دشمن کامی کنونی حاکم بر رابطۀ میان علم و دین … زیانمند و غیر ضروری جلوه می کند. چون در تحلیل نهایی، آن ها همه، راهبر به سوی یک هدفند».[۱۳]

سخن جرج سارتن هم در بیان ارتباط علم و دین چنین است:

«در تمام ادوار زندگی بشر، حتی در دوره ها و در کشورهایی که علوم به حد اعلای کمال و استقلال رسیده است، علم و دین در یکدیگر تأثیر متقابل داشته و دارند».[۱۴]

نظیر این گونه اظهار نطرها فراوان است. طبیعی است که جمع آوری و ذکر سخنانِ نوع کسانی که صلاحیت اظهار نظر در این زمینه را دارند و جهان نیز در جریان نهضت علمی برایشان حساب باز کرده است در این مختصر نمی گنجد. اما تصور می شود که آنچه مراد ما در این بحث است، یعنی: رابطۀ علم و دین، به کمک این اعترافات صریح، تأمین شده باشد.

———————————————————        بر گرفته از کتاب در حال چاپ مهندسی دین اسلام

 

[۱] . غررالحکم، ص ۶۲٫

[۲] . غررالحکم، ص ۴۶٫

[۳] . مجادله / ۱۱٫

[۴] . فاطر / ۲۸٫

[۵] . سبأ / ۶٫

[۶] . حج / ۵۴٫

[۷] . عنکبوت / ۴۹٫

[۸] . کتاب الثقافه الاسلامیه، مقاله «علاقه بین علم و دین در اسلام» و کتاب فایده و لزوم دین، محمد تقی شریعتی، ص ۱۱٫

[۹] . وقتی از انیشتن خواسته شد مقدمه ای بر ترجمه انگلیسی کتاب علم به کجا می رود، تألیف ماکس پلانک، به نگارش در آورد و در آن شخصیت علمی وی را توضیح دهد، او در این مقدمه، که به سختی حاضر به نگارش آن شد، چنین نوشت: «من یقین دارم که ماکس پلانک بر این روش تجسس من که کودکانه، با چراغ دیوگنس به راه افتاده ام، خواهد خندید. بسیار خوب! من از بزرگی او چه چیز می توانستم بگویم؟! اصلاً عظمت او چه احتیاجی به تصدیق حقیرانه ی من دارد؟! کاری که او کرده، نیرومندترین تکان را برای ترقی علم داده است. افکار او تا آن هنگام که علم فیزیک در جهان باقی است، تأثیر خود را حفظ خواهد کرد. من امیدوارم یادگاری که از زندگی شخصی وی بر جای می ماند، نیز در دانشمندان نسل های آینده تأثیر خود را حفظ کند». (علم به کجا می رود، قسمت مقدمه، ص ۱۴ و ۱۵).

[۱۰] . تصویر جهان در فیزیک جدید، ترجمه مرتضی صابر، بخش هفتم، ص ۱۵۶ الی ۱۵۸٫

[۱۱] . علم به کجا می رود، ص ۲۹۳٫

[۱۲] . زندگی انیشتن، ترجمۀحسن صفاری، به نقل از فیلیپ فرانک، ص ۵۰۸٫

[۱۳] . مناسبات علم و دین، کتاب دوم، دوره اول، گروه نشر و تبلیغ، ص ۴۱، به نقل از: خداوند دو کعبه، ص ۱۵۷٫

[۱۴] . همان، جرج سارتن، سرگذشت علم، ص ۴۱٫

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

2 نظر

  1. علی

    دمت گرم مهندس . اجرکم عندالله. کاش ۵ تا مثل شما بیشتر تو این کشور بود. یا علی
    ————————————–
    پاسخ: برادر علی
    با تشکر، این حقیر قابل نیستم، شما بزرگوارید.

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *