… چه باید کرد؟!

JPEG_201

… چه باید کرد؟!

… تنها به او دل­ خوشیم

ما همه در خُسرانیم، که از آن جمال بی مثال و آفتاب وصال بدوریم و محروم. راه را گم کرده­ ایم و در صحرای بی آب و علف دنیا، غریب و بی­کس

افتاده­ ایم. دست غفلت به دل نهاده، هر کس سویی فتاده، سر گردان به این سوی و آن سوی می­ دویم. هر لحظه بیم آن می­ رود که خوراک گرگان درنده شویم و … حال آنکه، راهنما و راه بلد و پدر دلسوزی را در کنارمان داریم و خود را به او نمی­ سپاریم و از راهنمایی­ های مشفقانه­ اش سود نمی­ گیریم.

ای چه بسا، آن پدر مهربان به ما می­گوید:

دستت را به من بده، تا راه را به تو بنمایانم و از این ورطۀ هولناک و حیرت زا نجاتت دهم، امّا ما، به تذکرات او توجهی نمی­ کنیم و همچنان در ضلالت و گمراهی به این طرف و آن طرف، سرگردان می­ رویم.

.

ای پدر صحرا بسی طوفانی است     راه تاریک و بسی طولانی است

   بین  گرگان  در  مصـاف  زندگی        مهـدیا  با  تو دلم  نـورانی است[۱]

افسوس و هزاران آه جانسوز، که خود نمی­ دانیم از چه منبع فیضی محرومیم و گرفتار درد غفلت. همه و همه در خسران جبران ناپذیریم، که این ایام فراق، ایام بی حاصلی است «اوقات خوش آن بود، که با دوست به سر شد».

… و اما در این وادی سرگردانی و دل­ واپسی ، غربت و بی کسی ،کسالت و تکرار ، بیم و یأس و نا امیدی، در این سرای بی کسی، که کسی به کسی نیست و در این زمستان سرد، که سقف آسمان کوتاه شده و هوا و فضا دل­تنگ گشته و همه به اکراه دست دوستی و یکرنگی به هم می­دهند، جا دارد، خطاب به آن نجات بخش بر گزیده بگوییم:

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید    هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

***

طبیب من، حبیب من تویی تو                عزیز من، شفیق من تویی تو

نخواهم لحظه­ ای را بی تو بودن            بیا مهدی رفیق من تویی تو[۲]

پس، ای بهترین پدر! ای مهربان‌تر از مادر!  ای خوب­ترین یاور! دستی به نوازش در آر، گرد غربت از روی فرزندانت بزدای و بوته‌ای از گل یاس در دل ما بکار، ای باغبان آفرینش و ای بهترینِ روزگار.

ای کوکب هدایت! در شب‌های آکنده از تباهی، به در آی و راه بر گمگشته­ گان وحشت زده‌ٔ حیران بنمای!

یابن الحسن! در سر شوق و در دل شور پرورده‌ایم، که سرانجام، روزی حضورِ آشکار تو را به سُرور بنشینیم.

 

 

…چه باید کرد؟!

بر اساس یکى از سنت‏ هاى تغییرناپذیر الهى، اقبال و ادبار خداوند به هر قوم یا ملتى، تابعى از روحیات، اعمال و رفتار آن­هاست و بقا و زوال نعمت‏ هایى که خداوند به جامعه‏ اى ارزانى داشته، ارتباطى ناگسستنى با واکنش‏ هاى آنها در برابر این نعمت‏ ها دارد. خداوند متعال می فرماید:

اِن‌َّ اللّه‌َ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوم‌ٍ حَتّی‌َ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم.‌

«در حقیقت‏، خدا حال قومى را تغییر نمى‏دهد، تا آنان حال خود را تغییر دهند».

به عبارت دیگر، سرنوشت هر قومى در گرو عملکرد آن­هاست و هر قومی مى‏ تواند با رفتار و اعمال مناسب و یا نامناسب، خود، سرنوشت‏ خود را نیک و یا بد گرداند. بر این اساس، مى‏ توانیم بگوییم: که در ظهور امام مهدى علیه السلام نیز خواست و تمناى درونى انسان‏ ها نقش دارد.

حکومت مهدی موعود علیه السلام، حاکمیتی است که می­ تواند عدالت و امنیت را همگانی کند. چنین حکومتی قطعا بدون گرایش و خواست اکثریت مردم نمی­ تواند به وقوع بپیوندد. اگر اکثریت مردم گرایشی به چنین حکومتی نداشته باشند، به زور شمشیر نمی­توان صلح، آرامش، عدالت و امنیت را برقرار کرد.

در جریانِ به حکومت رسیدن امام علی علیه السلام نیز، یکی از مهمترین عوامل، حضور مردم بیان شده است. حضرت علی علیه السلام حضور مردم را به عنوان اولین دلیل پذیرش حکومت بیان میکنند:

أَما وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ وَبَرَأَ النَّسَمَهَ، لَوْ لا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَقِیامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ، وَما أَخَذَ اللّهُ عَلَى الْعُلَماءِ أَلاَّ یُقارُّوا عَلَى کِظَّهِ ظالِم، وَلا سَغَبِ مَظْلُوم، لاَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا، وَلَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِها، وَلاَلْفَیْتُمْ دُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَهِ عَنْز.[۳]

«به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر این بیعت کنندگان نبودند، و یاران، حجت بر من تمام نمى­ نمودند و خدا عالمان را نفرموده بود، تا ستم­کارِ شکم­ باره را بر نتابند و به یارى گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار را از دست مى­ گذاشتم و پایانش را چون آغازش مى­ انگاشتم و چون گذشته، خود را به کنارى مى­ داشتم».

مطلب بسیار قابل توجهى که مى­ تواند ضرورت شرکت انسان­ها را در بعد سیاسى حیات اجتماعى اثبات کند، اینست که با نظر به سخنان امیرالمومنین علیه السلام پیش از پذیرش زمامدارى، که ناگواری­ ها و مصائب و شدائد تصدى به زمامدارى خود را پیش گوئى فرموده بود، مى­ بایست این منصب را قبول نکند. با این حال، به علتى که در بالا از آن حضرت نقل کردیم، زمامدارى را پذیرفت و به قول بعضى از صاحب­ نظران، به جهت ناسازگارى روحى که با محیط پست و پر از تناقض آن دوران داشت، روزى چند بار کشته مى­ شد و زنده مى­ گشت، امّا تکلیف مدیریت اجتماعى را به عهده گرفت.

با این سخن، اگر مردم چنین گرایشی به حکومت عادلانه پیدا نکنند، باید همچنان در بلا و مصیبت دوران تار غیبت گرفتار باشند و روی خوش نبینند.

امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود، در نامه­ ای به شیخ مفید فرمودند:

وَ لَوْ أَنَ‏ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمُ‏ اللَّهُ‏ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَهُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَهِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا.

«اگر شیعیان ما ـ که خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمانشان با ما، اتّفاق قلبی ­داشتند و معرفت حقیقی و صدق و راستی آنان با ما حاصل می­شد، سعادت دیدار ما از آن­ها به تأخیر نمى افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى شدند».

و نیز فرمود:

فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُم‏.[۴]

«پس تنها چیزی که ما را از شیعیان پوشیده می­دارد، همان کارهای ناشایستی است که از ایشان به ما می­رسد و خوشایند ما نیست و از آنان انتظار نمی­ رود».

چنین است که:

«سال­ها به تمناى ظهور او دست به دعا برداشته­ ایم. در انتظارش شِکوه­ ها در دل داریم و از دوریش داغ­ ها بر سینه. سال­هاست، که خزان بودن و سرد و تاریک بودن را حس مى­کنیم و در پى خورشیدى گرمابخش و نورانى مى­گردیم. سال­هاست، که از عشق او دم مى­ زنیم و زندگى را با شربتِ تلخِ صبورى مى­ گذرانیم. این دورى، این سرما و تاریکى و خزان زدگى و این تلخى صبر، تصویر عمل ماست، که در آینهٔ حکمت خدا افتاده است و پژواکِ کرده­ هاى ما، که از دیواره­ هاى قانون خلقت به  سوى‌مان بر مى‌گردد».

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد      گناه بخت پریشان ودست کوته ماست[۵]

آری! ما که خود در غیبت مقصّریم، در ظهور هم مؤثّریم.

آیا راه چاره­ای اندیشیده، برای رفع این درد، تدبیری به کار برده­ایم؟ آیا تشنه شناسان، تشنگی غیبت امام و پدر مهربان­مان را در ما، تأیید می­ کنند، اصلاً آیا ما تشنه هستیم، که نیاز به آب گوارا و “ماء معین” را در خود احساس کنیم و از خود بپرسیم:

أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتیکُمْ بِماءٍ مَعینٍ.[۶]       

«آیا اگر آب شما در زمین فرو رَوَد و غایب گردد، چه کسی آب گوارا برایتان می­ آورد؟».

در کتاب الغیبه شیخ طوسی، از امام کاظم (علیه السّلام) نقل شده، که وقتی از ایشان توضیح و معنیِ این آیه را می­پرسند، آن حضرت می­فرمایند:   

فَقَالَ: إِذَا فَقَدْتُمْ إِمَامَکُمْ فَلَمْ تَرَوْهُ فَمَا ذَا تَصْنَعُونَ[۷]

«یعنی: وقتی امام زمانتان را از دست دادید و اورا ندیدید، پس چه می­کنید؟!».

اگر  دل­ های ما تاریک و ظلمانی نمی­ گردید

امامت هم عیان می­گشت و پنهانی نمی­گردید

 به قدر تشنگی، گر تشنه  امر  فـرج بودیم

خدا داند فـرج، این گونـه طولانی نمی­گردید

.

مشکل اینجاست، که ما احساس تشنگی نمی­کنیم، اگر واقعاً تشنه باشیم، یک لحظه قرار نخواهیم داشت و در جستجوی آب به تکاپو خواهیم افتاد و سر انجام به آن خواهیم رسید.

آب کم جو تشنگی آور به دست            تا بجوشد آبت از بالا و پست

 

 

تشنه شناس!

داستان تشنه شناس را شنیده­ اید؟ این داستان، صرف نظر از اینکه حقیقت دارد یانه، از یک واقعیت تلخ حکایت دارد و دقّت در آن، ما را به خود می­آورد و در رسیدن به هدف یاری می­دهد.

«در روزگار قدیم کسانی را که در جنگ ها اسیر می شدند، به نام برده در بازار می­ فروختند. شخصی به بازار برده­ فروشان آمد، تا برده­ ای خریداری کند. هر برده که  هنری داشت گران تر بود، به سراغ  برده­ ای  رفت و دید قیمت آن بسیار گران است، سبب را پرسید، گفتند: او تشنه شناس است و می­ فهمد چه کسی تشنه است.

خریدار، علاقه­ مند شد، او را خرید و به منزل آورد و دوستانش را دعوت کرد و غذایی تهیه نمود، ولی سر سفره آب نگذاشت. مهمانان، چند لقمه­ ای که خوردند، یکی پس از دیگری تقاضای آب نمودند. بردۀ تشنه شناس، نگاهی به او می­ کرد و می­ گفت: دروغ می­ گوید، او تشنه نیست!

کم کم، به تعداد تشنه­ ها اضافه شد. هر کدام فریاد آب، سردادند. اما برده می­ گفت: همه دروغ  می­ گویند! تا اینکه، یک نفر از میان آنان برخاست و به این طرف و آن طرف حرکت کرد، تا آبی تهیه کند. برده گفت: این شخص راست می­ گوید، زیرا از جایش بلند شد و فقط داد و فریاد نکرد.

آری، کسی در ادعای خود صادق است، که حرکت و اقدامی کند. کسانی که اهل عمل نیستند، در واقع مومن نیستند و تنها ادعای ایمان دارند.»

امام رضا می­فرمایند:

ألْإِمَامُ الْمَاءُ الْعَذْبُ عَلَى الظَّمَإ[۸]

«امام، آب شیرین در هنگام تشنگی است».

حال باید دید، آیا ما گرفتاری و درد غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) را احساس می­ کنیم و اگر احساس می­ کنیم، آیا برای رفع این گرفتاری که به دست خود ما است، کاری انجام داده­ ایم؟ باید دید نشانۀ گرفتاری و درد ما چیست! کی بر خاسته­ ایم و به جستجوی آب گوارا و نشاط بخش آفرینش، از خود حرکتی بروز داده، مشام جان را از آن سیراب ساخته­ ایم؟!

دوای درد من!

نمیدانم  چـرا دل بی قـراره          دگر  تاب  فراقت  را  نـداره

      بیا یابن الحسن دردم دوا کن        دوای من توئی ای راه چاره[۹]

آری ای عزیز! مرغ ایمان از شاخهٔ دل‌ها پریده است. و دیگر بلبلی عاشقانه نمی­خواند. درخت‌ها دست به آسمان دارند و آمدنت را دعا می‌کنند. تمام پرندگان صبح­ گاهان، سرود تو را سر می دهند و منتظرند.

اگر پرنده‌ای سر به میان بال دارد، غمگین توست. اگر اشک گلی بر خاک تیره چکیده، از غم غربت توست. اگر کودکی گریه می­کند، بهانه تو را می­گیرد.

تمام آینه ها غبار دوریت را دارند. دل به کدامین چهره خوش کنند، به روی سیاه، یا چهره کریه دشمنانِ به خون تشنهٔ تو؟ سال هاست که منتظر درخشش نور تو هستند.

دل من نیز چون کودکی بهانه تو را می­ گیرد و برای توست، که بی­قراری می­ کند. گاه نیز چون پرندهٔ کوچکی خاکستری می­ خواند، آوازی غمگین، که غیبت تو را حکایت می­ کند و گاه چون آیینه­ ای، لحظه­ ای وام دار یاد تو می­ شود.

.

آری، این دل به امید دیدار توست، که هنوز می تپد. بیا و شام تارمان را پایان بخش.

 درد جانکاه غیبت و راه های درمان آن

نوشته: ابراهیم حنیف نیا

ص ۴۸ الی ۵۷


[۱]. دیوان اشعار نویسنده.

[۲]. همان.

[۳] . نهج البلاغه صبحی صالح، ص ۴۹٫

[۴]. بحار، ج ۵۳، ص۱۷۷٫

[۵]. حافظ

[۶]. ملک / ۳۰٫

[۷]. بحارالأنوار، ج ۲۴، ص ۱۰۰٫

[۸]. الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص ۲۰۰٫

[۹]. دیوان اشعار نویسنده.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

1 نظر

  1. کریمی

    سلام خدمت استاد بزرگوار وسپاس از زحمات بی دریغ شما ‌‌ انشاءالله. در پرتو عنایات حضرت همچون گذشته راهنما وپشتیبان مادر مسیر اهل بیت(ع) باشید.
    —————————————————-
    پاسخ:
    از لطف و محبت شما سپاسگزارم. برایتان توفیق سرشار در خدمت به امام عصر عج آرزو می کنم.

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *